افسردگی و احساس گناه؛ شایع‌ترین مشکلات روانشناختی در کودکان طلاق
کد خبر: 3957929
تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۹:۰۱

افسردگی و احساس گناه؛ شایع‌ترین مشکلات روانشناختی در کودکان طلاق

مدرس دانشگاه و رییس اداره امور اجتماعی شهرداری اصفهان گفت: اضطراب، لجبازی و پرخاشگری، انزواطلبی، افسردگی و احساس گناه، شایع‌ترین اختلالات خلقی و روانشناختی در کودکان طلاق است.

افسردگی و احساس گناه؛ شایع ترین مشکلات روانشناختی در کودکان طلاق

به گزارش ایکنا، به نقل از واحد سلامت اجتماعی مرکز بهداشت استان اصفهان، مسعود مهدویان‌فر، امروز 15 اسفند، با اشاره به اینکه مشاوره طلاق، با متارکه زوجین خاتمه نمی‌یابد و لازم است مشاورین حاذق به‌طور مستمر به وضعیت روانی و رفتاری فرزندان طلاق رسیدگی کنند، اظهار کرد: کودکانی که پیش از طلاق، به‌طور مستمر در معرض مشاجرات و کشمکش‌های والدین بوده‌اند، پس از جدایی پدر و مادر با یادآوری خاطرات گذشته و الگوسازی این رفتارهای ناهنجار، به پرخاشگری و ناسازگاری با اطرافیان پرداخته و خشم خود را از این طریق، برون‌ریزی می‌کنند.

وی، لجبازی و نافرمانی را از جمله رفتارهای شایع در کودکان طلاق برشمرد و تصریح کرد: سرپیچی از قوانین خانه و مدرسه و مخالفت آشکار با بزرگ‌ترها، یکی از مکانسیم‌های دفاعی است که کودکان طلاق از این طریق به ابراز ناراحتی و نارضایتی خود از اتفاق پیش آمده می‌پردازند.

این مدرس و پژوهشگر سیاست‌گذاری اجتماعی، تنبیه را بدترین شیوه برخورد با رفتارهای نابه‌هنجار کودکان طلاق دانست که شرایط روانی آنها را دشوارتر می‌کند و خاطرنشان کرد: در برخی کودکان طلاق، به جای رفتارهای پرخاشگرایانه و لبریز از خشم، شاهد بروز گوشه‌گیری، انزواطلبی و علائم شبیه افسردگی هستیم که افت تحصیلی و بی‌توجهی به امور شخصی و وظایف محوله نیز به دنبال آن اتفاق می‌افتد.

مهدویان‌فر، احساس گناه و مقصر پنداشتن خود را از دیگر علائم روانشناختی در فرزندانی برشمرد که والدین آنها با هم متارکه نموده‌اند و ادامه داد: در سنین کودکی و نوجوانی، گاهی فرزندان، خود را مقصر اصلی در جدایی پدر و مادر می‌دانند و معتقدند اگر آنها همه تلاش خود را به کار گرفته و مانع از مشاجره میان والدین شده بودند، پدیده شوم طلاق رخ نمی‌داد و همگی با هم، زیر یک سقف زندگی می‌کردند.

رئیس اداره امور اجتماعی شهرداری اصفهان، کاهش اعتماد به‌نفس، اضطراب فراگیر و ترس از شکست در آینده را از دیگر عوارض روانی طلاق والدین برای فرزندان ذکر کرد و افزود: مطابق با پژوهش‌های انجام گرفته در جهان، بیش از 80 درصد فرزندان طلاق، با مداخلات به موقع و دریافت مشاوره‌های صحیح و به‌جا، به روال زندگی عادی بازگشته و می‌توانند در آینده، موفقیت‌های تحصیلی، شغلی و اجتماعی درخور توجهی کسب کنند.

وی، کشمکش و مشاجره مستمر والدین را پدیده‌ای زیان‌بارتر از متارکه آنها برای فرزندان برشمرد و گفت: چنانچه رابطه زناشویی میان والدین، امکان ترمیم و بهبود را نداشته باشد و به دعوا و مشاجرات بی‌پایان منتهی شود، بهتر است والدین، پس از دریافت مشاوره خانواده، در زمانی مناسب برای جدایی اقدام کنند تا فرزندان بیش از این از تعارضات میان آنها آسیب نبینند و با زندگی جدید انطباق پیدا کنند.

مهدویان‌فر با بیان اینکه مناسب‌ترین زمان برای جدایی، قبل از 3 سالگی فرزندان و بدترین زمان ممکن، دوران نوجوانی آنهاست، اظهار کرد: دوره نوجوانی به‌طور طبیعی با پدیده بلوغ، بحران هویت و تعارضات والد و فرزندی همراه است و طلاق والدین در این بازه زمانی می‌تواند زندگی فرزندان را با مشکلات حادی مواجه سازد، لذا توصیه می‌شود والدین مایل به متارکه، این اقدام را به دوره نوجوانی فرزندان موکول نکنند.

رئیس اداره امور اجتماعی سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان برخوردهای سلیقه‌ای و مداخلات غیرتخصصی به جای مشاوره‌های علمی و تخصصی را یکی از عوامل مؤثر در تشدید مشکلات فرزندان طلاق برشمرده و تصریح کرد: بدگویی هریک از والدین یا خانواده آنها درباره والد دیگر یا جدا کردن همیشگی فرزند از یکی از والدین خود، با انگیزه تلافی و انتقام، رفتارهای غلطی است که شرایط روانی و اجتماعی فرزند را ناگوارتر می‌سازد.

وی به رفتارهای نادرست برخی والدین پس از متارکه اشاره کرد و ادامه داد: گاهی والدین جدا شده از فرزند خود به‌عنوان جاسوس و خبرچین برای رد و بدل کردن اتفاقات رخ داده در زندگی همسر سابق‌شان استفاده می‌کنند یا با رفتاری نابالغانه، از فرزند خود می‌خواهند میان آنها دست به انتخاب زده و یکی را از میان پدر و مادر انتخاب کند که این امر، سلامت روانی و رشد شخصیتی کودک را برهم می‌زند.

مهدویان‌فر دخالت ندادن فرزندان در مشکلات میان والدین را مهم‌ترین اصل در رساندن فرزندان طلاق به ثبات و سازگاری دانست و گفت: تخریب شخصیت والد دیگر در ذهن کودک و نوجوان، جایگزین کردن همسری جدید به جای والد جدا شده، اصرار در اطلاق واژه پدر و مادر به ناپدری یا نامادری و تلاش برای پاک کردن جایگاه پدر و مادر قبلی از ذهن کودک یا نوجوان، رفتاری غلط و سبک‌سرانه است و نوعی تهدید برای روان فرزندان به شمار می‌رود.

این مدرس دانشگاه و پژوهشگر مسائل اجتماعی، با بیان اینکه ازدواج زودهنگام پس از متارکه یکی از خطاهای شایع است که آینده والدین و فرزندان‌شان را به مخاطره می‌اندازد، تأکید کرد: پس از جدایی زن و مرد، لازم است خود آنها و فرزندانشان، مدتی را برای انطباق با شرایط جدید صرف نمایند تا پس از کسب سازگاری نسبی با اتفاق رخ داده و رسیدن به ثبات و آرامش روانی، برای ورود فرد جدیدی به زندگی‌شان آماده شوند.

مهدویان‌فر، گفت‌وگو و نظرخواهی از فرزندان و جلب رضایت آنها را شرط اساسی در ازدواج مجدد هر یک از والدین جدا شده برشمرد و بیان کرد: پیش از ازدواج مجدد، باید محل زندگی فرزندان به‌طور دقیق مشخص شده باشد و مکان و زمان ملاقات والد جدا شده با فرزندان تعیین شود تا فرزندان دچار کشمکش و بحران جدیدی نشوند.

رئیس اداره امور اجتماعی شهرداری اصفهان، گفت‌وگو و پاسخ به سوالات متنوع فرزندان درخصوص زندگی قبلی پدر و مادر را یکی از عوامل مؤثر در بهبود شرایط روانی و اجتماعی آنها دانست و گفت: فرزندان طلاق نسبت به همسالان خود با مشکلات بزرگ‌تری دست و پنجه نرم کرده و درک واقعی‌تری از بحران‌های خانوادگی و اجتماعی دارند از این رو باید بدون نگرانی درخصوص مسائل مختلف با آنها حرف زد و به دغدغه‌ها و پرسش‌های ذهنی‌شان پاسخ‌های قانع کننده داد تا از سردرگمی و تعارضات ذهنی بیرون بیایند.

مهدویان‌فر، ترس از شکست در زندگی زناشویی را یکی از وسواس‌های ذهنی فرزندان طلاق در سال‌های نوجوانی و جوانی برشمرد و تصریح کرد: این هراس ریشه در دوران کودکی فرزندان دارد و آنها مدام نگران‌اند به سرنوشت والدین خود دچار شوند، در حالی که با دریافت مشاوره‌های روانشناختی و آموختن سبک صحیح و به‌هنجار در زندگی مشترک، به سادگی قابل برطرف شدن است.

انتهای پیام
captcha