در سال دوم جنگ تحمیلی و پس از موفقیت رزمندگان اسلام در عملیات ثامنالائمه(ع)، طراحی و برنامهریزی بزرگترین عملیات نیروهای ایرانی تا آن زمان، یعنی عملیات «طریق القدس» انجام و در هشتم آذر ۱۳۶۰ اجرا شد. از برجستهترین ویژگیهای این عملیات، سازماندهی نیروهای داوطلب و شهادتطلب در قالب سازمان نوپای سپاه پاسداران بود. فرماندهان مشترک سپاه و ارتش با تحلیل شرایط جدید میدان نبرد، استراتژی متفاوتی تعریف کردند که بر سه هدف اصلی استوار بود؛ انهدام حداکثری ماشین جنگی ارتش عراق، دستیابی به مواضع مناسب برای کاستن از گستره خطوط پدافندی، آزادسازی نیروهای خودی برای عملیاتهای آتی، آمادگی برای اجرای عملیات نهایی و آزادسازی تدریجی مناطق اشغالی. در چارچوب این راهبرد، 12 طرح با نام «کربلا» تهیه و عملیات طریقالقدس، اولین گام از این سلسلهعملیاتها طراحی و اجرا شد.
مهمترین اهداف تعیینشده برای این عملیات، آزادسازی شهر بستان و بیش از ۵۰ روستای اطراف آن، انهدام نیروهای دشمن مستقر در منطقه، قطع ارتباط بین دو نیروی عمده دشمن در مناطق عمومی اهواز و دزفول و رسیدن به هور و ایجاد امکان نفوذ به خاک عراق بود. توضیح اینکه، پس از پاکسازی مناطق اشغالی شرق رودخانه کارون در عملیات ثامنالائمه(ع)، همچنان سه منطقه در جبهه جنوب در اشغال دشمن باقی مانده بود؛ منطقه غرب کارون و شهر خرمشهر، منطقه بستان و سوسنگرد و منطقه غرب رودخانه کرخه. با در نظر گرفتن وسعت، اهداف، استعداد و گسترش نیروهای دشمن و همچنین توان و امکانات نیروهای خودی، منطقه سوسنگرد و بستان برای اجرای عملیات انتخاب شد.
منطقه عمومی عملیات در شمال غربی اهواز واقع شده بود. این منطقه دارای عوارض طبیعی متنوعی شامل زمینهای مرتفع، پست و هموار بود. محدوده عملیات از شمال به ارتفاعات اللهاکبر، میشداغ و تپههای رملی (ماسهبادی)، از جنوب به رودخانه نیسان و هویزه، از غرب به دغاغله، رودخانه نیسان، رودخانه سابله، نهر عبید، روستای صالححسن و در ادامه به تپههای رملی شمالی امتداد مییافت و در نهایت، از شرق به هورالهویزه، تنگه چزابه و مرزهای بینالمللی محدود میشد.
در این عملیات، نیروهای سپاه پاسداران برای نخستین بار در قالب «تیپ» حاضر شدند؛ تیپ ۱ عاشورا، تیپ ۲ کربلا، تیپ ۳ امام حسین(ع)، تیپ امام سجاد(ع) و تیپ امام حسن(ع). از طرفی، یگانهای شرکتکننده ارتش نیز شامل تیپ ۳ از لشکر ۹۲ زرهی، تیپهای ۱ و ۲ از لشکر ۱۶ زرهی، تیپ ۱ از لشکر ۷۷ پیاده و ۸ گردان توپخانه بودند.
براساس تحلیل و ارزیابی فرماندهان از آرایش پدافندی دشمن و همچنین تفکر حاکم بر فرماندهی ارتش عراق که توانایی نیروهای خودی را برای عبور از منطقه رملی شمالی باور نداشت، منطقه یادشده، محور اصلی تلاش انتخاب شد تا غافلگیری به حداکثر برسد. بر این اساس، مقرر شد شمال رودخانه کرخه با اجرای مانوری احاطهای از سوی یک تیپ زرهی ارتش و دو تیپ پیاده سپاه پاکسازی و تنگه استراتژیک چزابه نیز تأمین شود.
عملیات در سحرگاه هشتم آذر ۱۳۶۰، رأس ساعت ۰۰:۳۰، با عبور همزمان نیروهای پیاده سپاه از میادین مین و مواضع دشمن در چندین محور آغاز شد. در محور شمالی، نیروهای خودی در همان ساعات اولیه موفق شدند مواضع خط اول دشمن را درهم بشکنند و نیروهای احتیاط آنان را در پشت خطوط منهدم کنند. این موفقیت بهحدی چشمگیر بود که فرمانده تیپ زرهی ارتش دستور پیشروی با چراغهای روشن را از معابر بازشده صادر کرد. این یگانها با حمایت از نیروهای پیاده، به سوی اهداف تعیینشده در عمق منطقه پیشروی کردند. در نتیجه، تا ساعت ۶ بامداد روز اول، تیپ امام حسین(ع) همراه یک گردان، تنگه چزابه را بهطور کامل تصرف و تأمین کردند. تمامی اهداف این محور نیز تا ساعت ۹ صبح همان روز محقق شد.
در محور جنوبی اما اوضاع بهگونهای دیگر رقم خورد. دشمن که این محور را جزو اهداف اصلی نیروهای ایرانی میپنداشت، در آن منطقه با بهرهگیری از موانع طبیعی و مصنوعی و هوشیاری نیروهایش، مقاومتی سخت سازمان داد و مانع از پیشروی قاطع نیروهای خودی شد. اگرچه نیروهای خودی پل سابله را تصرف کردند، اما با روشنشدن روز، مجبور به عقبنشینی شدند. با توجه به شرایط دشوار محور جنوب، فرماندهان تصمیم گرفتند نیروهای مستقر در شمال با ورود به منطقه ابوچلاچ (منطقهای محصور بین شاخههای رودخانه کرخه در غرب بستان)، به سمت شرق و جنوب شرقی پیشروی و بستان و منطقه سابله را آزاد کنند. این مرحله در روز دوم عملیات محقق و شهر بستان پس از ۴۲۰ روز اشغال، آزاد شد.
با پیشروی بیشتر نیروهای خودی به سمت مثلث سابله و سواحل شمالی رودخانه سابله و نهر عبید، نیروهای عراقی باقیمانده مواضع خود را رها کردند و به جنوب رودخانه گریختند. روزهای سوم تا پنجم عملیات به درگیریهای پراکنده توپخانهای و تلاش برای تحکیم مواضع تصرفشده گذشت. در روز ششم عملیات (13 آذر)، دشمن با بهرهگیری از تعلل نیروهای خودی در استقرار یک پدافند مستحکم در مثلث شمال سابله، به ضدحمله اقدام کرد تا این منطقه را بازپس بگیرد و بستان را تهدید کند. با این حال، هوشیاری نیروهای خودی و حضور بهموقع نیروهای تقویتی در شمال پل سابله، موجب شکست این حمله و عقبنشینی چندکیلومتری دشمن با تحمل تلفات سنگین شد.
در پایان عملیات، پاکسازی منطقهای ۷۰ کیلومتر مربعی که هنوز در اشغال دشمن باقی مانده بود، انجام شد. اگرچه نیروهای خودی برای این عملیات آماده شده بودند، اما فرماندهی عراق پیشدستانه، نیروهایش را به شکلی ماهرانه از منطقه خارج کرد و عملیات پیشبینیشده منتفی شد.
نتایج عملیات افتخارآمیز طریقالقدس را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:
آزادسازی ۶۵۰ کیلومتر مربع از خاک میهن شامل شهر بستان، حدود ۷۰ روستا، پنج پاسگاه مرزی و تنگه استراتژیک چزابه.
تجزیه سپاه سوم عراق که با بیش از ۶ لشکر، بخشهای وسیعی از خوزستان را در اشغال داشت.
موفقیت تاکتیکی و اثبات موفقیتآمیز بودن ابتکار عمل عبور از مناطق رملی که موجب غافلگیری دشمن شد.
انهدام تجهیزات و نیروی انسانی دشمن شامل ۱۷۰ دستگاه تانک، ۱۵۰ دستگاه نفربر، ۲۵۰ دستگاه خودرو، ۳۰ قبضه توپ ضدهوایی، ۱۲۰ دستگاه ادوات مهندسی، ۱۹ قبضه توپ صحرایی، ۱۳ فروند هواپیما، چهار فروند بالگرد، حدود ۸۵۰۰ نفر کشته و زخمی و ۵۴۶ نفر اسیر.
شکست ادراکی دشمن و بازنگری اجباری: پیروزی عملیات طریقالقدس در شرایطی به دست آمد که جمهوری اسلامی ایران فقط اندکی قبل، جمعی از فرماندهان عالیرتبه خود را در سانحه سقوط هواپیما از دست داده بود. این موفقیت در چنین فضایی، دشمن را بهطور جدی با این پرسش مواجه کرد که با یک قدرت جدید و مقاوم ناشناخته روبهرو شده است.
تقویت روحیه جبهه داخلی و شکست بنبست: از دیگر دستاوردهای عملیات طریقالقدس، تشدید ضعف روحی در جبهه دشمن و در مقابل، افزایش چشمگیر روحیه در میان رزمندگان و ملت ایران بود. این پیروزیها به جامعه این باور را تزریق کرد که جنگ از بنبست خارج شده و با وجود نابسامانیهای ناشی از آشوب و ترور در شهرها، طلیعه پیروزی در حال تابیدن است. نخستین تجلی این باور نوین، مهاجرت خودجوش و گسترده مردم به سمت جبههها بود. بدون نیاز به تبلیغات گسترده، نیروهای مردمی به مناطق عملیاتی سرازیر شدند.
اثربخشی مدیریت انقلابی و عبور از غیرممکن: عملیات طریقالقدس، عرصهای برای به نمایش گذاشتن برتری مدیریت انقلابی بر الگوهای کلاسیک فرماندهی بود. این مدیریت که فراتر از قالبهای متعارف میاندیشید، با انتخاب محور اصلی عملیات از مناطق بهظاهر غیرقابل عبور (منطقه رملی)، بار دیگر توانایی خود را در «ممکنکردن غیرممکن» از طریق ابتکار عمل و اتکا به ظرفیتهای انقلابی به اثبات رساند. این موفقیت نشان داد که تفکر انقلابی میتواند بر موانع ظاهراً غیرقابل حل غلبه و معادلات میدان نبرد را دگرگون کند.
انتهای پیام