کد خبر: 4327271
تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۸
یادداشت

مانیفست احیای ورودی شرقی اصفهان با مدل «دروازه‌ ـ پلازای تمدنی»

ورود به اصفهان، تشرف به ساحت یک تمدن است و در حافظه تاریخی این شهر، سازه‌هایی مانند پل‌ها و دروازه‌ها حکم بسم‌الله کتاب اصفهان را داشته‌اند، اما امروز در ورودی شرقی شهر، در آستانه انتخابی تاریخی هستیم.

نمایی از شهر اصفهانبه گزارش ایکنا از اصفهان، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد قطبی، مدیرعامل مرکز ملی نوآوری و خلاقیت اشراق در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری ایکنا قرار داده؛ آورده است:

ورود به اصفهان، عبور از یک خط جغرافیایی ساده نیست؛ تشرف به ساحت یک تمدن است. در حافظه تاریخی این شهر، دروازه‌ها و پل‌ها هرگز سازه‌هایی صرفاً عملکردی نبوده‌اند، بلکه مقدمه‌ای بوده‌اند بر متن شهر؛ حکم «بسم‌الله» کتاب اصفهان را داشته‌اند؛ اما امروز در نقطه‌ حیاتی ورودی شرقی (محور فرودگاه و محله حصه)، ما در آستانه‌ انتخابی تاریخی هستیم: آیا می‌خواهیم سیمای ورودی «نصف‌ جهان» را به شیاری بتنی و پرسرعت تقلیل دهیم، یا از دل این تهدید، فرصتی برای روایت شکوه و عدالت بسازیم؟

صورت‌بندی مسئله: خطر تبدیل شریان حیاتی به «خندق اجتماعی»

آنچه اکنون با عنوان «زیرگذر اتوبان» در دل محله حصه در حال شکل‌گیری است، اگرچه از منظر مهندسی ترافیک گره‌گشاست، اما از منظر جامعه‌شناسی شهری، ظرفیت تبدیل‌شدن به یک «خندق مدرن» را دارد. ایجاد شکافی عمیق در بستر زمین، اگر با تدبیری هوشمندانه پوشیده نشود، عملاً همچنان محله حصه دو پاره‌ جداافتاده خواهد ماند. این سازه به جای آنکه «پیونددهنده» باشد، می‌تواند به نماد «گسست» و «تبعیض» تبدیل شود؛ جایی که خودروها با سرعت از پایین می‌گذرند و مردم محله در بالا، نظاره‌گر این زخم باز شهری هستند.

راهکار راهبردی: بازخوانی «مکتب پل‌سازی اصفهان»

راه‌حل، بازگشت به حکمت معماران صفوی است. در اصفهان، پل ابزاری برای فرار از رودخانه نبود، بلکه بهانه‌ای برای ماندن در کنار آن بود. پیشنهاد مشخص و اکید کارشناسی این است: تبدیل سقف زیرگذر حصه به یک دروازه‌ ـ پلازای تمدنی؛ «پل ـ پلازا» (Land Bridge) با تلفیق با یک نماد تمدنی فاخر بر فراز آن.

این طرح، مداخله‌ای دوگانه با دو مأموریت متمایز اما مکمل است:

مأموریت ملی و نمادین: «تنظیم فرکانس حسی مسافر»؛ برای مسافری که از فرودگاه یا مسیر وردی تهران به اصفهان می‌آید، لحظه‌ عبور از این نقطه، لحظه‌ مواجهه است. این نماد تمدنی صرفاً مجسمه یا طاق‌نصرت نیست؛ بلکه دستگاه تنظیم‌کننده ذهنیت است.

احیای سنت «پیشواز»: شهر امروز در برابر هجوم سرعت بزرگراه‌ها بی‌دفاع شده است. بدون این نماد، ورودی شهر کانالی ترافیکی است که مسافر را با سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت به ترافیک مرکز شهر پرتاب می‌کند. این نماد، سرعت ذهنی مسافر را می‌گیرد و به او نهیب می‌زند: «آهسته بران، اینجا اصفهان است.»

معماری هیبت و دعوت: این نماد باید دو احساس متناقض «هیبت» (شکوه تمدنی) و «دعوت» (خوش‌آمدگویی) را هم‌زمان ایجاد کند. فرم آن نباید کپی ناشیانه از گذشته باشد، بلکه باید با زبان فناوری امروز، روایتگر ریشه‌ها در خاک و شاخه‌ها در آسمان باشد.

تغییر اتمسفر: عبور از کنار این نماد، باید لحظه‌ تغییر حال باشد؛ لحظه‌ای که مسافر حس کند از جهان بیرون (جاده) وارد حریم امن هنر (خانه) شده است.

مأموریت محلی و اجتماعی: «پل ـ پلازا به‌مثابه قرارگاه اجتماعی»؛ اگر نماد تمدنی برای مسافر (نگاه بیرونی) است، پل ـ پلازا تماماً به ساکن (نگاه درونی) تعلق دارد. اینجا جایی است که مهندسی ترافیک در برابر جامعه‌شناسی شهری زانو می‌زند تا بخشی از زمین دزدیده‌شده از سوی اتوبان را به مردم بازپس دهد.

بخیه اجتماعی (Social Suture): محله حصه اکنون زخمی و دوپاره است. این پل نقش نخ بخیه را بازی می‌کند. وقتی نوجوانی از شمال حصه و دوستی از جنوب حصه روی این پل هم‌بازی می‌شوند، گسست کالبدی بی‌اثر می‌شود.

خلق «بالکن شهر» (City Balcony): با طراحی لبه‌های ایمن و شفاف، ساکنان به جای نگاه حسرت‌بار از پایین به بالا، با غرور از بالا به پایین و به افق شهر می‌نگرند. این تغییر زاویه دید، اعتماد به‌نفس ساکنان را احیا می‌کند.

قرارگاه فعال، نه فضای سبز منفعل: این فضا نباید صرفاً چمن‌کاری باشد؛ بلکه باید به قرارگاهی اجتماعی تبدیل شود. فضایی برای جمعه‌بازار صنایع دستی (اقتصاد خرد)، تکیه مدرن برای رویدادهای آیینی و مسیری امن که حضور خانواده‌ها در آن، امنیت را به‌صورت ارگانیک (نظارت اجتماعی) تأمین کند.

سخن پایانی: از «شرم از مکان» تا «افتخار به مکان»

اجرای این طرح فقط پروژه‌ای عمرانی نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر هویت یک محله است. با احداث این مجموعه، مردم حصه دیگر نخواهند گفت: «ما ساکن آن محله حاشیه‌ای کنار اتوبانیم»؛ بلکه خواهند گفت: «ما ساکن محله‌ای هستیم که آن پل زیبا و آن دروازه باشکوه شهر را دارد.» این یعنی تبدیل «شرم از مکان» به «افتخار به مکان.»

مدیران محترم شهری، اصفهان شهر کارهای معمولی نیست. بیایید اجازه ندهیم حصه فقط نظاره‌گر عبور پرشتاب توسعه باشد. بیایید با احداث این «دروازه‌ ـ پلازای تمدنی»، کاری کنیم که حصه از حاشیه به متن بیاید و تاریخ قضاوت کند که ما در ورودی شرقی اصفهان، به جای «خندق»، «آغوش» ساختیم.

انتهای پیام
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha