امام حسین(ع) با کنیه ابوعبدالله و لقب سیدالشهداء، فرزند امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) و فاطمه زهرا(س) و نواده پیامبر اکرم(ص) است. بر پایه منابع تاریخی، آن حضرت روز سهشنبه یا پنجشنبه، مصادف با سوم یا پنجم ماه شعبان سال چهارم هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. پیامبر گرامی اسلام(ص) در گوش راست ایشان اذان و در گوش چپشان اقامه گفت و نام «حسین» را برای آن حضرت برگزید.
در منابع معتبر اسلامی، روایاتی مبنی بر مناقب و فضائل امام حسین(ع) در کلام معصومین(ع) بهوفور ذکر شده است؛ اما یادداشت پیشرو قصد دارد ردپای فضائل حسینی را در یکی از مهمترین منابع اهل سنت، یعنی صحیح بخاری جستوجو کند. «خوشتر آن باشد که سر دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران.»
در منظومه اعتقادی اهل سنت، کتاب «صحیح البخاری» استوارترین و مقبولترین منبع روایی شناخته میشود. بخاری با دقتی کمنظیر و در فرآیندی سختگیرانه و طولانی، حدود ۱۶ سال از عمر خود را صرف گردآوری، بررسی سند و تدوین این اثر کرد. این اتقان مؤلف سبب شده است تا وجود یک حدیث در این کتاب، خود دلیلی محکم بر صحت آن بهشمار رود و محدثان پس از او نیز عموماً معیارهایش را دنبال کرده و کتابش را سنجهای برای درستی حدیث قرار دادهاند.
بر این اساس، ترسیم جایگاه و مناقب امام حسین(ع) در این اثر، نقشی تعیینکننده در تبیین میزان اعتبار و منزلت ایشان در نگاه اهل سنت ایفا میکند.
یکی از ویژگیهای بارز کتاب صحیح البخاری، توجه ویژه به عنوانگذاری بابهاست. بخاری در گزینش و تنظیم این عناوین، چنان دقت و عمق نظری به خرج داده که این امر، شارحان اثرش را با چالشهایی جدی مواجه کرده است. همین دقت نظر بود که موجب پدیدآمدن اصطلاح «فقه البخاری» شد و آثاری متعدد با عنوان «تراجم ابواب البخاری» برای تبیین این نظام پیچیده به رشته تحریر درآمد. بر این اساس، اختصاصیافتن باب مستقل به یک موضوع، خود گویای اهمیت و جایگاه والای آن موضوع در منظومه فکری بخاری است.
بخاری باب مستقلی با عنوان «باب مناقب الحسن والحسین» گشوده و ذیل آن به نقل روایات مربوط به فضائل و مناقب امام حسن(ع) و امام حسین(ع) پرداخته است. واژه «مناقب»، جمع «منقبه»، به معنای صفات، ویژگیها، خصال نیک، جایگاههای پسندیده، فضائل و هنرهایی است که سزاوار ستایش باشند. «منقبه» در نقطه مقابل «مثْلَبه» (عیب و نکوهش) قرار دارد و درباره کسی بهکار میرود که خود و پدرانش دارای خصال نیک باشند.
بخاری در این باب، هشت روایت مسند و یک روایت معلق نقل کرده است. نکته قابل تأمل اینجاست که بخاری مناقب این دو امام را زیر یک باب جمع کرده که احتمالاً از آن روست که در بسیاری از صفات و مناقب مشترکاند و در بعضی روایات نیز مناقب ایشان یکجا ذکر شده است. اکنون برای نمونه، به نقل چند روایت از صحیح بخاری بسنده میکنیم.
روایات منقول در منابع اهل سنت، بهویژه صحیح البخاری، محبت به امام حسین(ع) را در امتداد محبت به پیامبر اکرم(ص) و سبب جلب محبت الهی معرفی میکند. این مطلب در احادیث متعددی با صراحت بیان شده است. بخاری نیز در صحیح خود به سند خویش از ابوهریره(رض) روایتی نقل میکند که میگوید: پیامبر اکرم(ص) در حالی که امام حسین(ع) را در آغوش گرفته بود، فرمود: «اللَّهُمَّ أَحْبِبْهُ، وَأَحْبِبْ مَنْ يُحِبُّهُ؛ خدایا، او (حسین) را دوست بدار و هر که او را دوست میدارد، دوست بدار.»
مشابه این عبارات در دیگر منابع اهل سنت نیز قابل مشاهده است. مثلاً، در حدیثی دیگر که در المستدرک علی الصحیحین آمده، چنین ذکر شده که پیامبر(ص) فرمود: «الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ ابْنَايَ، مَنْ أَحَبَّهُمَا أَحَبَّنِي، وَمَنْ أَحَبَّنِي أَحَبَّهُ اللَّهُ، وَمَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ، وَمَنْ أَبْغَضَهُمَا أَبْغَضَنِي، وَمَنْ أَبْغَضَنِي أَبْغَضَهُ اللَّهُ، وَمَنْ أَبْغَضَهُ اللَّهُ أَدْخَلَهُ النَّارَ؛ حسن و حسین دو پسر من هستند. هر کس آن دو را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر کس مرا دوست بدارد، خدا او را دوست دارد و هر کس خدا او را دوست بدارد، او را به بهشت درآورد و هر کس آن دو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته و هر کس مرا دشمن بدارد، خدا دشمن اوست و هر کس خدا دشمن او شود، او را به دوزخ درآورد.»
در روایتی دیگر، به نقل از ابوهریره نیز آمده است که آن حضرت فرمود: «مَنْ أَحَبَّهُمَا فَقَدْ أَحَبَّنِي، وَمَنْ أَبْغَضَهُمَا فَقَدْ أَبْغَضَنِي؛ هر کس آن دو را دوست بدارد، همانا مرا دوست داشته و هر کس آن دو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است.»
همچنین در روایت زید بن ارقم، پیامبر اکرم(ص) معیار آشتی و جنگ خویش را در گرو آشتی و جنگ با حسنین(ع) اعلام کرد. این دسته از روایات، بهوضوح جایگاه امام حسین(ع) را بهمثابه محوری که دوستی و دشمنی با او، معیار سنجش دوستی و دشمنی با شخص پیامبر(ص) و در نتیجه، معیار رضایت و خشنودی الهی قرار گرفته است، تبیین میکند.
بخاری به نقل از عبدالله بن عمر، این روایت را نقل میکند که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هُمَا رَيْحَانَتَايَ مِنَ الدُّنْيَا؛ آن دو (حسن و حسین) دو گل ریحان من از دنیا هستند.» بررسی مجمــــوع روایات کتب حدیثی اهل سنت نشان میدهد که پیامبر(ص) غیر از حسنین(ع)، کسی دیگر را «ریحانه خـــود» خطاب نکرده است.
بر این اساس، بسیــاری از محدثان و مــــورخان، واژه «ریحانه» را لقب و تمایز این دو بزرگوار بهکار بردهاند. شــارحان بخاری معمولاً این واژه را به معنای «گل خوشبــو» تفسیر کردهاند، ولی از بررسی دقیق این واژه در کتب روایی، دانسته میشود که حدیثشناسان برای آن پنج معنا بیان کردهاند.
گل خوشبو (معنای ظاهری): «ریحانه» به معنای گل خوشبو یا هر گیاهی است که دارای بوی خوش باشد. چنانکه در شرحها آمده، پیامبر(ص) بهدلیل محبت زیاد، حسنین(ع) را به گل تشبیه کرده است. انس در روایتی نقل میکند که پیامبر(ص) آنان را نزد خود میخواست و میبوسید و در آغوش میگرفت. در روایت دیگری، ابوایوب انصاری، عالم اهل سنت میگوید: «نزد پیامبر(ص) حاضر شدم، در حالی که حسن(ع) و حسین(ع) آنجا بازی میکردند. به پیامبر(ص) گفتم: «آیا آنان را دوست دارید؟» ایشان فرمود: «چگونه امکان دارد که دوست نداشته باشم، آن دو گل من در دنیا هستند.»
آسایشآور و آرامشبخش: «ریحانه» مایه آرامش و سکون نیز معنا میدهد. پیامبر(ص) با ایراد این سخن، بهوضوح بیان میکند که حسن(ع) و حسین(ع) مایه آرامش ایشان در دنیا هستند. به این ترتیب، محبت آنان را محبت خود و کینهتوزی با آنان را کینهورزی با خود تلقی میکند.
رحمت و رزق: «ریحانه» به معنای رحمت، مهربانی و نعمت نیز آمده است. مطابق این معنا، پیامبر(ص) حسنین(ع) را رحمت دنیای خود میدانست. همچنین به معنای «روزی و رزق» است. رزق در لغت به معنای هر چیزی است که نفع برساند؛ حسن و حسین(ع) نیز رزق والای دنیای پیامبر(ص) بودند و بهوسیله آنان، به پیامبر(ص) نفع میرسید.
بخاری در صحیح خود، باب خاصی با عنوان «باب مَنَاقِبِ قَرَابَةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ» (باب مناقب خویشاوندان رسول الله(ص) گشوده است. به نظر میرسد هدف وی از این باب، بیان مناقب تکتک نزدیکان پیامبر(ص) نبوده؛ زیرا فضائل هر یک از اهل بیت(ع) را در ابواب جداگانه ذکر کرده است، بلکه قصد داشته نشان دهد که قرابت و نزدیکی به پیامبر(ص) به خودی خود، دارای شرافت و جایگاهی بلند است.
بخاری در این مجموعه روایی، احادیثی در منزلت اهل بیت(ع) ذکر میکند که امام حسین(ع) را نیز شامل میشود. مثلاً از قول خلیفه اول، ابوبکر چنین نقل میکند که گفت: «ارْقُبُوا مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي أَهْلِ بَيْتِهِ؛ محمد(ص) را در (بجاآوردن حق) اهل بیتش مراعات کنید» تا به مردم گوشزد کند که احترام به اهل بیت پیامبر(ص) در حقیقت احترام به خود آن حضرت است.
منظور از اهل بیت(ع) در اینجا، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هستند؛ زیرا پیامبر(ص) صرفاً آنان را زیر کسا جمع کرد و فرمود: «إِنَّمَا هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي؛ اینان اهل بیت من هستند.»
همچنین از ابوبکر نقل شده است که فرمود: «وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَقَرَابَةُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ قَرَابَتِي؛ قسم به ذاتی که جانم در دست اوست، به راستی که خویشاوندی رسول الله(ص) برایم محبوبتر از خویشاوندی خودم است.»
علاوه بر این، بخاری روایت کرده که گروهی از عراقیها بعد از واقعه عاشورا نزد ابنعمر آمدند و از حکم کشتن پشه در حالت احرام پرسیدند. ابنعمر با تعجب گفت: «يَقْتُلُونَ ابْنَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَسْأَلُونِي عَنِ النُّصَيَّةِ؟!؛ پسر دختر رسول الله(ص) را میکشید و از من درباره (حکم کشتن) پشه سؤال میکنید؟!»
از سایر یاران پیامبر(ص) نیز احترام ویژه به امام حسین(ع) نقل شده است. برای نمونه، روزی عمرو بن عاص در سایه کعبه نشسته بود که امام حسین(ع) را دید و گفت: «هَذَا أَحَبُّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ الْيَوْمَ؛ این شخص، امروز محبوبترین اهل زمین نزد اهل آسمان است.»
بررسیهای سندی و متنی احادیث کتاب صحیح بخاری نشان میدهد که شخصیت امام حسین(ع) در این اثر دو نقش کلیدی ایفا میکند؛ اول نقش محتوایی، به این معنا که خود شخصیت امام، موضوع احادیث متعددی قرار گرفته و مناقب، فضائل اخلاقی، قرابت بیواسطه با پیامبر(ص) و حوادث مرتبط با زندگی و شهادت ایشان بازگو شده است.
دوم، نقش سندی، به این صورت که امام حسین(ع) در مقام یک راوی موثق، حلقهای در اسناد روایاتی از احادیث بخاری نیز واقع شده است. این دوگانگی، هم مقام روایی و هم مقام موضوعی ایشان را تثبیت میکند. از این رو، جایگاه امام حسین(ع) در صحیح البخاری، همسو با جایگاه رفیع ایشان در سایر منابع اصیل اسلامی است. تلاشهای مغرضانه بعضی جریانها برای تطهیر چهره تاریخی قاتلان ایشان یا کمرنگکردن این جایگاه، پشتوانهای در این متن ندارد و در تعارض آشکار با دادههای صریح آن قرار میگیرد. تبیین این جایگاه، گامی در راستای تقویت وحدت و نمایش همگرایی مذاهب اسلامی در عشق به خاندان پیامبر(ص) محسوب میشود.
انتهای پیام