نفاق همواره یکی از پیچیدهترین آسیبهای جوامع انسانی بوده است؛ پدیدهای که نه در خلأ، بلکه در بستر مناسبات قدرت، ثروت و حکمرانی شکل میگیرد. هرجا شفافیت کمرنگ شود و معیارهای شایستگی جای خود را به ظاهرسازی و مصلحتجویی بدهد، زمینه برای رشد رفتارهای دوگانه و فرصتطلبانه فراهم میشود. واکاوی ریشههای این مسئله، بدون توجه به ساختارهای اجتماعی و تجربههای تاریخی ممکن نیست.
حجتالاسلام مجتبی سپاهی، عضو هیئت علمی گروه معارف اسلامی دانشگاه اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ایکنا از اصفهان، با اشاره به ریشههای شکلگیری نفاق در جوامع اظهار کرد: نفاق اصولاً در جوامعی پدید میآید که شفافیت در عرصههای گوناگون آن وجود ندارد. در چنین جوامعی، انسانهای ضعیف از نظر روحی و شخصیتی و نیز جریانهای برنامهریزیشده با ظاهرگرایی و تظاهر به پذیرش حاکمیت، همراه با سکوت و ترویج فرهنگ بلهقربانگویی، تلاش میکنند به موقعیت اجتماعی دست یابند تا از این طریق، منافع شخصی و گروهی خود را تأمین کنند.
به گفته وی، ثروتاندوزی، شهرتطلبی، مقامخواهی و در رأس همه آنها قدرتطلبی، در انسانهای حقیر اما اسیر شیطان و همچنین در دشمنان، آنچنان قوی است که آنان را به انجام هر اقدامی که زمینه نفوذ را فراهم کند، سوق میدهد. حتی ممکن است این افراد بدون هیچ اعتقاد قلبی، خود را به انجام تمام مناسک دینی ملتزم نشان دهند تا به اهداف مورد نظرشان دست یابند.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان با استناد به آموزههای قرآنی، انگیزه و ریشه اصلی نفاق را رسیدن به منافع مادی دانست و تصریح کرد: در دوران حضور پیامبر(ص) در مکه که دوره محرومیت و پرداخت هزینه بود، نفاق وجود نداشت؛ اما در دوره هجرت ایشان به مدینه و با تشکیل حکومت، زمانی که زمینههای قدرت، ثروت و شهرت فراهم شد، جریان نفاق شکل گرفت.
وی بهترین راه تشخیص نفاق را ایجاد زمینه برای هزینهدادن در راه کشور بیان کرد و گفت: اهل نفاق هیچگاه در موقعیتهای هزینهدادن حضور جدی ندارند، اما در عین حال بسیار زبانباز، چاپلوس و فرصتطلب هستند و از هر شرایطی برای بقای خود بهره میبرند، در حالی که سابقهای از پرداخت هزینههای جدی از سوی آنان دیده نمیشود. این افراد در بزنگاههای سرنوشتساز، همواره در سایه قرار میگیرند، فضا را رصد میکنند و به دنبال ایجاد زمینههای نفوذ هستند؛ امری که به تصریح آیات قرآن مورد اشاره قرار گرفته است.
سپاهی وظیفه جامعه ایمانی را تکیه عملی بر چند اصل اساسی دانست و تأکید کرد: بهکارگیری انسانهای متخصص، برجستهکردن شایستگیها در حکمرانی، پرهیز از بهکارگیری افراد ضعیف، چاپلوس و سوءاستفادهگر و نهادینهکردن شفافیت در همه امور، از مهمترین این اصول است. همچنین، باید از بهکارگیریهای گروهی، جناحی، فامیلی و رفاقتی اجتناب شود.
وی ادامه داد: زمانی که افراد لایق در مسئولیتها قرار بگیرند، مردم با مشاهده خدمترسانی صحیح، احساس میکنند باید به آن سطح از لیاقت برسند. در چنین شرایطی، عوامل دروغینی مانند چاپلوسی و ظاهرسازی، دیگر زمینه ارتقا نخواهند داشت. در مجموع، اگر مردم با خود واقعیشان زندگی کنند و با واقعیت وجودی افراد مواجه شوند، زمینه هر گونه نفاق از تمامی عرصهها رخت برمیبندد.
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان در پایان نفاق را آسیب شخصیتی دانست که در جوامع دارای حکمرانی غیرشفاف بروز و ظهور پیدا میکند و بیان کرد: در منابع دینی، نشانهها و کدهای فراوانی درباره این پدیده وجود دارد.
انتهای پیام