کد خبر: 4331760
تاریخ انتشار : ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۷
در گفت‌وگو با ایکنا بررسی شد

نسل جوان خلاق و مسئول چگونه شکل می‌گیرد

عضو هیئت علمی پژوهشکده سمت گفت: هر جامعه‌ای که بتواند میان رشد فردی، عدالت اجتماعی و معنا‌بخشی فرهنگی توازن برقرار کند، امکان شکل‌گیری نسل جوانی با هویت پایدار، خلاق و مسئول را فراهم خواهد کرد.

محسن مسعودیان عضو هیئت علمی پژوهشکده سمتصحبت درباره نسل جوان فقط به دغدغه‌های تربیتی یا روان‌شناختی محدود نمی‌شود، بلکه یکی از بنیادی‌ترین مسائل راهبردی هر جامعه در مسیر بقا، پیشرفت و ثبات اجتماعی است. جامعه‌ای که نسبت به هویت، معنا، مهارت و عاملیت نسل جوان خود بی‌تفاوت باشد، درواقع آینده‌اش را به تعویق بحران‌ها می‌سپارد. از این منظر، بررسی توسعه فردی جوانان، تلاشی برای فهم پیوند عمیق میان انسان، ساختار اجتماعی و افق‌های تمدنی است؛ پیوندی که نشان می‌دهد آینده جوامع پیش از آنکه در برنامه‌ها و اسناد رسمی ترسیم شود، در زیست روزمره و تجربه هویتی نسل جوان ساخته می‌شود. در همین زمینه، خبرنگار ایکنا از اصفهان با محسن مسعودیان، عضو هیئت علمی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت) گفت‌وگو کرده است که در ادامه، بخش نخست آن را می‌خوانیم:

ایکنا ـ چرا موضوع جوانان و توسعه فردی اهمیت زیادی در جامعه‌شناسی دارد؟

از منظر جامعه‌شناسی، موضوع جوانان و توسعه فردی در سطحی فراتر از یک موضوع تربیتی یا روان‌شناختی قرار می‌گیرد و در نسبت مستقیم با بازتولید نظم اجتماعی، پویایی تاریخی جوامع و امکان تحقق توسعه پایدار معنا پیدا می‌کند. درواقع، جامعه‌شناسی، جوانی را نه صرفاً مرحله‌‌ای سنی، بلکه موقعیتی راهبردی در چرخه حیات اجتماعی می‌داند؛ موقعیتی که در آن ظرفیت‌های فردی با ساختارهای نهادی و فرصت‌های تاریخی پیوند می‌خورد.

در سطح نخست، جوانی نقطه تثبیت هویت اجتماعی و شکل‌گیری نظام ارزش‌ها و هنجارهای رفتاری است. در این دوره، افراد جایگاه خود را در نظام تقسیم کار اجتماعی، الگوهای مشارکت مدنی و سبک‌های زندگی تعریف می‌کنند. به همین دلیل، کیفیت تجربه زیسته جوانان مستقیماً بر کیفیت سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی جامعه در دهه‌های بعد اثر می‌گذارد. جامعه‌ای که در این مرحله دچار اختلال در تربیت شناختی، مهارتی یا ارزشی باشد، در آینده با بحران کارآمدی نهادی و ضعف انسجام اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

در سطح دوم، جوانان حاملان اصلی تغییر اجتماعی محسوب می‌شوند. بخش عمده نوآوری‌های فرهنگی، تحولات فناورانه، شکل‌گیری سبک‌های جدید زیست اجتماعی و حتی تغییرات گفتمانی در هر جامعه‌ای از طریق نسل جوان رخ می‌دهد. به بیان دیگر، جوانان صرفاً مصرف‌کننده فرهنگ نیستند، بلکه تولیدکننده معنا، هویت و الگوهای جدید کنش اجتماعی هستند. به همین دلیل، مطالعه جوانان درواقع مطالعه جهت حرکت آینده جامعه است.

در سطح سوم، توسعه فردی جوانان با موضوع توسعه ملی پیوند ساختاری دارد. کیفیت آموزش، مهارت‌آموزی، سلامت روانی و توانمندی شناختی جوانان مستقیماً بر بهره‌وری اقتصادی، ظرفیت نوآوری، کارآفرینی و کیفیت حکمرانی اثر می‌گذارد. کشورهایی که توانسته‌اند مسیر توسعه پایدار را طی کنند، معمولاً سیاست‌گذاری منسجمی در حوزه توانمندسازی نسل جوان داشته‌اند.

در سطحی عمیق‌تر، جامعه‌شناسی انتقادی نشان می‌دهد که خود مفهوم جوانی نیز یک امر طبیعی صرف نیست، بلکه در بستر قدرت، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی تعریف می‌شود. اینکه جامعه از جوان چه انتظاری دارد، چه فرصت‌هایی در اختیار او می‌گذارد و چه محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند، بخشی از سازوکار بازتولید نابرابری یا برعکس، ایجاد تحرک اجتماعی است.

در جمع‌بندی تحلیلی، اهمیت موضوع جوانان و توسعه فردی در جامعه‌شناسی به این واقعیت برمی‌گردد که آینده هر جامعه پیش از آنکه در اسناد برنامه‌ای نوشته شود، در کیفیت زیست اجتماعی نسل جوان آن جامعه شکل می‌گیرد. هرگونه غفلت از این حوزه، درواقع تعویق بحران‌های اجتماعی به آینده است، نه حل آن‌ها.

ایکنا ـ از منظر علم جامعه‌شناسی، چه عواملی در شکل‌گیری هویت جوانان امروز نقش دارد؟

هویت جوانان محصول برهم‌کنش پیچیده میان ساختارهای کلان اجتماعی، نهادهای میانی و تجربه زیسته فردی است. هویت نه امری ذاتی و ثابت، بلکه فرآیندی تاریخی، پویا و در حال شدن است که در بستر مناسبات قدرت، فرهنگ، اقتصاد و نظام معنایی جامعه شکل می‌گیرد. اگر این فهم علمی را با افق انسان‌شناختی دینی پیوند دهیم، می‌توان گفت که هویت جوان در نقطه تلاقی فطرت الهی، تجربه اجتماعی و مسیر خودسازی آگاهانه شکل می‌گیرد.

نخستین عامل، ساختار خانواده است. خانواده نخستین میدان انتقال معنا، ارزش، سرمایه فرهنگی و الگوهای زیست اخلاقی به جوان محسوب می‌شود. کیفیت روابط عاطفی، الگوهای تربیتی، میزان گفت‌وگو درون خانواده و شیوه مواجهه خانواده با جهان اجتماعی بیرون، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری خودآگاهی و اعتمادبه‌نفس جوان دارد. در نگاه دینی نیز خانواده محل نخستین تکوین شخصیت توحیدی و اخلاقی انسان تلقی می‌شود و ضعف یا استحکام این نهاد، آثار عمیقی بر مسیر هویتی فرد باقی می‌گذارد.

عامل دوم، نظام آموزشی و محیط‌های یادگیری رسمی و غیررسمی است. مدرسه و دانشگاه فقط محل انتقال دانش نیستند، بلکه میدان شکل‌گیری سرمایه نمادین، احساس شایستگی و تصور فرد از جایگاه خود در جهان اجتماعی هستند. اگر نظام آموزشی بتواند عقلانیت انتقادی، مسئولیت اجتماعی و خودآگاهی اخلاقی را تقویت کند، هویت جوان به سمت عاملیت فعال و مسئولانه حرکت می‌کند. در دین نیز علم‌ورزی همزمان با تهذیب نفس، مسیر تعالی انسان تلقی می‌شود و جدایی این دو به هویت‌های ناپایدار و متعارض منجر می‌شود.

عامل سوم، فضای رسانه‌ای و زیست‌جهان ارتباطی است. امروز بخش بزرگی از تجربه هویتی جوانان در میدان نمادین رسانه‌ها، شبکه‌های ارتباطی و جریان‌های فرهنگی فراملی شکل می‌گیرد. این فضا هم می‌تواند امکان گسترش آگاهی، تنوع تجربه و گفت‌وگوی فرهنگی را فراهم کند و هم می‌تواند موجب ازخودبیگانگی هویتی، مصرف‌گرایی نمادین و گسست از ریشه‌های فرهنگی شود. در چارچوب دینی، مراقبت از ساحت قلب و ذهن در برابر سیطره معناهای سطحی و زودگذر، اهمیتی ویژه پیدا می‌کند.

عامل چهارم، ساختار فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی است. میزان دسترسی جوانان به اشتغال شایسته، امکان تحرک اجتماعی، احساس عدالت توزیعی و امید به آینده، مستقیماً بر تصویر جوان از خود و جهان اثر می‌گذارد. جوانی که در انسداد فرصت‌ها زندگی می‌کند، به سمت هویت‌های واکنشی یا انفعالی سوق داده می‌شود. در نگاه الهیاتی اجتماعی نیز عدالت اجتماعی یکی از ارکان شکل‌گیری شخصیت متعادل و امیدمند تلقی می‌شود.

عامل پنجم، نظام معنایی و ارزش‌های کلان جامعه است. هر جامعه‌ای از طریق روایت‌های کلان خود درباره موفقیت، سعادت، منزلت و زندگی خوب، چارچوب‌های هویت‌سازی را تعریف می‌کند. اگر این روایت‌ها صرفاً مادی و رقابتی باشد، هویت جوان به سمت فردگرایی افراطی و اضطراب منزلتی حرکت می‌کند، اما اگر افق‌های معنوی، اخلاقی و کرامت‌محور در مرکز فرهنگ عمومی قرار گیرد، امکان شکل‌گیری هویت‌های متوازن‌تر فراهم می‌شود. در سپهر قرآنی، هویت انسانی در نسبت با کرامت ذاتی انسان، مسئولیت اجتماعی و حرکت به سمت رشد معنوی تعریف می‌شود.

در مجموع، هویت جوان امروز در میدان کشمکش میان چند نیرو شکل می‌گیرد: ساختارهای نهادی، تحولات فرهنگی جهانی، وضعیت اقتصادی، کیفیت روابط اجتماعی و مؤلفه‌های معنایی جامعه. هر جامعه‌ای که بتواند میان رشد فردی، عدالت اجتماعی و معنا‌بخشی فرهنگی توازن برقرار کند، امکان شکل‌گیری نسل جوانی با هویت پایدار، خلاق و مسئول را فراهم خواهد کرد. اگر این توازن برهم بخورد، هویت‌ها شکننده، سیال و مستعد بحران خواهند شد.

ایکنا ـ چه مهارت‌هایی از دید جامعه‌شناسی برای توسعه فردی جوانان ضروری هستند؟ چطور می‌توانیم جوانان را تشویق کنیم تا به جای تکیه بر محیط اطراف، به توسعه فردی خود بپردازند؟

توسعه فردی جوانان صرفاً به معنای ارتقای توانایی‌های فردی در سطح مهارت‌های فنی نیست، بلکه فرآیندی چندلایه است که در آن فرد به سطحی از عاملیت آگاهانه، خودتنظیمی اخلاقی و توانایی کنش مسئولانه در جهان اجتماعی می‌رسد. در انسان‌شناسی دینی، توسعه فردی زمانی به بلوغ می‌رسد که رشد شناختی، اخلاقی و معنوی در مسیری واحد و هماهنگ قرار گیرد و انسان بتواند میان خواست‌های فردی، مسئولیت اجتماعی و تعهد الهی توازن برقرار کند.

در سطح مهارتی، نخستین مهارت بنیادین، خودآگاهی است. خودآگاهی یعنی توانایی فهم موقعیت خود در جهان اجتماعی، شناخت ظرفیت‌ها و محدودیت‌های شخصی و درک نسبت میان خواست فردی و خیر جمعی. در جامعه‌شناسی جدید، این مهارت شرط شکل‌گیری عاملیت فعال و جلوگیری از فروغلتیدن فرد در جریان‌های مسلط فرهنگی و اقتصادی تلقی می‌شود. در دین نیز خودشناسی مقدمه مسیر تعالی انسان تلقی شده است و انسان بدون شناخت نفس، توانایی هدایت مسیر زندگی خود را نخواهد داشت.

مهارت دوم، عقلانیت انتقادی و توانایی تحلیل ساختارهای اجتماعی است. جوانی که بتواند سازوکارهای قدرت، رسانه، اقتصاد و فرهنگ را تحلیل کند، کمتر در معرض سلطه گفتمان‌های مسلط قرار می‌گیرد و می‌تواند مسیر زندگی خود را آگاهانه انتخاب کند. این مهارت در دین نیز با مفهوم تعقل، تدبر و مسئولیت‌پذیری در برابر حقیقت پیوند می‌خورد و مانع پیروی کورکورانه از جریان‌های اجتماعی می‌شود.

مهارت سوم، خودتنظیمی و انضباط درونی است. جامعه‌شناسی نشان می‌دهد که در جهان مدرن، بخش مهمی از موفقیت اجتماعی و ثبات روانی به توانایی فرد در مدیریت زمان، هیجان‌ها، خواسته‌ها و اهداف بلندمدت وابسته است. در سنت معنوی نیز این مهارت با مفهوم تهذیب نفس و مهار تمایلات افراطی پیوند دارد و شرط رسیدن به تعادل شخصیتی تلقی می‌شود.

مهارت چهارم، توانایی گفت‌وگو، همدلی و کنش اجتماعی اخلاقی است. فرد توسعه‌یافته کسی است که بتواند در عین حفظ هویت فردی، در شبکه روابط اجتماعی معنادار و مسئولانه مشارکت کند. در جامعه‌شناسی، این مهارت پایه شکل‌گیری سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی محسوب می‌شود و در نگاه دینی نیز با مسئولیت انسان در قبال دیگران و ساخت جامعه عادلانه پیوند خورده است.

مهارت پنجم، معنایابی در زندگی است. یکی از مهم‌ترین بحران‌های جوانان در جهان معاصر، بحران معنا و هدف است. توسعه فردی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که فرد بتواند برای زندگی خود معنا تعریف کند و زندگی را صرفاً به سطح موفقیت مادی تقلیل ندهد. در الهیات، زندگی انسان مسیری هدفمند برای رشد وجودی و تحقق کرامت انسانی تلقی می‌شود.

اما درباره بخش دوم پرسش، یعنی چگونگی تشویق جوانان به تمرکز بر توسعه خویشتن به جای اتکای منفعلانه به محیط، باید به یک نکته مهم جامعه‌شناختی توجه کرد. جامعه‌شناسی نشان می‌دهد که فردگرایی مسئولانه با فردگرایی منزوی متفاوت است. هدف این نیست که جوان از جامعه جدا شود، بلکه هدف این است که او از حالت وابستگی منفعل به عاملیت فعال برسد.

برای تحقق این امر، نخست باید روایت فرهنگی جامعه از موفقیت و رشد تغییر کند. اگر فرهنگ عمومی موفقیت را صرفاً به شانس، رابطه یا شرایط بیرونی نسبت دهد، انگیزه خودسازی در نسل جوان تضعیف می‌شود؛ اما اگر روایت مسلط بر تلاش آگاهانه، رشد تدریجی و مسئولیت فردی تأکید کند، میل به توسعه فردی تقویت می‌شود.

دوم، باید تجربه موفقیت مبتنی بر تلاش شخصی برای جوانان قابل مشاهده و در دسترس باشد. مشاهده الگوهای واقعی که از مسیر خودسازی به رشد رسیده‌اند، اثر اجتماعی عمیقی بر انگیزش نسل جوان دارد. در سنت دینی نیز الگو‌سازی اخلاقی و تربیتی یکی از مهم‌ترین ابزارهای هدایت نسل‌ها بوده است.

سوم، لازم است ساختارهای اجتماعی فرصت تجربه عاملیت را برای جوانان فراهم کند. جوانی که فرصت تصمیم‌گیری، خطاکردن، یادگیری و مشارکت واقعی در جامعه را داشته باشد، به‌تدریج به توانایی اتکا به خویشتن می‌رسد. در نگاه دینی نیز انسان موجودی مسئول و انتخاب‌گر تلقی می‌شود و رشد او در میدان انتخاب‌های واقعی شکل می‌گیرد.

توسعه فردی جوانان زمانی محقق می‌شود که سه سطح همزمان تقویت شود: توانایی شناخت خود، توانایی فهم جهان اجتماعی و توانایی جهت‌دادن به زندگی براساس یک مقوله معنایی متعالی. هر جامعه‌ای که بتواند این سه سطح را در نسل جوان تقویت کند، درواقع در حال ساختن آینده‌ای پایدار، انسانی و اخلاقی برای خود است.

انتهای پیام
خبرنگار:
مریم فلاحتی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha