کد خبر: 4370518
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۱۵
در گفت‌وگو با ایکنا بررسی شد

عرفان‌های نوظهور چگونه بومی‌سازی می‌شوند

مدیر مؤسسه ادیان و فرق عصر استان اصفهان با اشاره به شیوه بومی‌سازی عرفان‌های نوظهور برای نفوذ در جوامع گوناگون گفت: بعضی از جریان‌های شرقی با استفاده از ادبیات دینی و عرفانی جامعه مقصد، آموزه‌های خود را بازتعریف می‌کنند تا با موانع فرهنگی کمتری مواجه شوند؛ یوگا نیز یکی از نمونه‌های این فرآیند است که با عناوینی مانند ورزش، آرامش و کاهش استرس در جامعه معرفی می‌شود.

حامد نیازی

ورود و گسترش عرفان‌های شرقی و معنویت‌های نوظهور در ایران، صرفاً مسئله‌ای فرهنگی یا نوعی سبک زندگی نیست؛ بخشی از این جریان‌ها با بهره‌گیری از ادبیات دینی و مفاهیم آشنای اسلامی، تلاش می‌کنند فاصله میان آموزه‌های خود و مخاطب مسلمان را کاهش دهند. در این میان، یوگا یکی از نمونه‌هایی است که در سال‌های اخیر از قالب یک نظام معنوی هندو فاصله گرفته و در ایران عمدتاً با عناوینی همچون ورزش، آرامش، کاهش استرس و سلامت جسمی معرفی شده است.

در همین راستا، خبرنگار ایکنا از اصفهان با حجت‌الاسلام والمسلمین حامد نیازی عضو هیئت علمی جامعة‌المصطفی‌(ص) العالمیه و مدیر مؤسسه ادیان و فرق عصر استان اصفهان، به‌منظور بررسی تفاوت‌های مبنایی عرفان هندو و عرفان اسلامی، خاستگاه یوگا و نسبت آن با ورزش، ادعاهای درمانی این جریان، آسیب‌های جسمانی و معنوی آن و همچنین، پیامدهای فرهنگی گسترش یوگا در جامعه ایران گفت‌وگو کرده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم:

ایکنا ـ عرفان‌های شرقی چگونه با فرهنگ مقصد تطبیق پیدا می‌کنند؟

قاعده‌ای کلی درباره واردات فرهنگی وجود دارد که البته مختص محصولات فرهنگی نیست. وقتی چیزی می‌خواهد در یک فرهنگ و زیست‌بوم منتشر شود و مورد استقبال قرار گیرد، باید لباس آن زیست‌بوم فرهنگی را به تن کند تا با سرعت بیشتر و مانع کمتری سرایت کند.

معمولاً فرقه‌ها و جریان‌های انحرافی چنین رویکردی دارند. به‌طور نمونه، بهایی‌ها وقتی می‌خواستند در هند نفوذ کنند، ساختمان معبد و مرکز تبلیغی‌شان را به شکل گل نیلوفر ساختند، چون نماد نیلوفر برای مردم این سرزمین مقدس بود. یا مسیحیت تبشیری برای نفوذ در هند و جذب مخاطب، معمولاً تندیس حضرت عیسی(ع) یا حضرت مریم(س) یا صلیب را در نمادی از گل نیلوفر قرار می‌داد تا مخاطب آن سرزمین احساس مؤانست کند.

عرفان‌واره‌های نوظهور شرقی و غربی نیز تلاش می‌کنند برای ورود به کشورهای اسلامی از ادبیات و الفاظ دینی و عرفانی فرهنگ اسلامی استفاده کنند. به‌طور نمونه در یوگا، رسیدن به رهایی از چرخه تناسخ که امری کاملاً خرافی است، با عنوان رسیدن به فنای فی‌ الله و آرامش و دستیابی به نفس مطمئنه که به ادبیات عرفانی و اسلامی تعلق دارد، ترجمه شده است. همان‌طور که کلمه کائنات در بعضی از معنویت‌های نوظهور، مانند قانون جذب، در برگردان فارسی به «خدا» ترجمه شده، حال آنکه کمک‌خواستن از کائنات، شرک و استعانت از خداوند، عین توحید است.

ایکنا ـ تفاوت عرفان هندو با عرفان اسلامی در چیست؟

عرفان هندو اساساً مبتنی بر خرافات و اسطوره‌هاست و هیچ‌گونه واقع‌نمایی در آن وجود ندارد. متأسفانه برخی با رویکرد پدیدارشناسانه به عرفان هندو و عرفان اسلامی نگاه می‌کنند. در رویکرد پدیدارشناسانه، بیشتر شباهت‌ها دیده می‌شوند. گویا در هر دو آرامش، خلوت‌گزینی، تزکیه، زدودن رذائل و... وجود دارد، اما درواقع تفاوت عرفان هندو با عرفان و معنویت اسلامی، تفاوت زمین تا آسمان است.

کهن‌ترین متون هندو را «وداها» می‌گویند. وداها در واقع متونی هستند که ابتدای آن‌ها و نویسندگان‌شان معلوم نیستند و صرفاً مقدس معرفی می‌شوند. اگر کسی این متن‌ها را دیده باشد، متوجه می‌شود سرتاسر آن خرافه و اسطوره است.

در آیین هندو هزاران خدا وجود دارد؛ خدایانی انسان‌وار که در جنگ و صلح و رقابت با یکدیگرند. عالم خدایان آنجایی است که انسان باید خودش را با انجام اعمال و رفتار یا دلدادگی و معرفت به آن‌ها برساند، وگرنه در چرخه‌ای بی‌پایان از تولدها و مرگ‌های مکرر که به آن سمسارا می‌گویند، گرفتار خواهد شد.

در عرفان هندو، بیش از همه فردگرایی و بریدن از جامعه و حتی بی‌تفاوتی نسبت به آن وجود دارد و از دسته معنویت‌های سکولار است. قله عرفان هندو نیز فراموشی و ندیدن خود است که این کار با عبور فرد از بدن و خواهش‌های نفس و حتی تصورات ذهنی انجام می‌شود.

اما در عرفان اسلامی، علاوه بر نگاه به واقعیت تعالی فرد و تقرب او به خداوند، توجه به جامعه و حل مشکلات آن، از جمله شاخص‌های اصلی است. به عبارت دیگر، در عرفان اسلامی چهار سفر عارف عبارت‌اند از سیر من‌ الخلق الی‌ الحق که در آن از عالم کثرت به وحدت صمدی می‌رسد. در سیر دوم، سیر فی‌ الحق؛ در سفر سوم، سیر من‌ الحق الی‌ الخلق و در سفر چهارم، سیر فی‌ الخلق مع‌ الحق دارد که در آن عارف، جهاد و تلاش برای رفع مشکلات انسان‌ها و برطرف‌کردن موانع سلوک آن‌ها را وظیفه اساسی خود می‌داند و در این راه، از بذل جان و مال خود کوتاهی نمی‌کند.

اما در عرفان هندو نه‌تنها سفرهای دوم، سوم و چهارم اساساً بی‌معناست، بلکه یک عارف هندو در نهایت از جهان و خود جدا می‌شود و به عالم اسطوره‌های خدایان و نجات از تناسخ می‌اندیشد. به همین دلیل است که بسیاری از هندوها با این خرافات به‌راحتی سرمایه عمر خود را می‌سوزانند و برخی از آن‌ها دهه‌های پایانی عمرشان را در بنارس که آن را شهر شیوا، خدای بزرگ هندوها می‌دانند، در انتظار مرگ می‌نشینند.

ایکنا ـ یوگا دقیقاً چیست و از کجا نشئت گرفته است؟

در آیین هندو، یکی از باورهای اساسی، اعتقاد به تناسخ است. تناسخ یعنی بازگشت نفس به بدن دیگر در همین دنیا. هندوها این بازگشت را نوعی رنج می‌دانند و برای رهایی از آن، مکتب‌های مختلفی در آیین هندو وجود دارد که به یکی از این مکتب‌ها، یوگا گفته می‌شود.

اعتقاد به تناسخ، باوری غلط و خرافی است، اما هندوها براساس متون مقدس خود که بیشتر از سوی برخی مرتاض‌های گوشه‌نشین و تارک دنیا تولید شده است، به آن اعتقاد دارند و برای آن قوانین سختی بیان کرده‌اند که «کارما» نام دارد؛ یعنی فرد هندو بسته به اینکه چه کارهایی کرده یا چه باورهایی داشته، ممکن است به سنگ، حشرات، گاو، اسب یا انسان دیگری تبدیل شود و دوره دیگری از زندگی را در دنیا تجربه کند.

این خرافه اساس شکل‌گیری یوگاست. یک یوگی باید برای نجات از چرخه تولدهای مکرر، آساناها و مانتره‌های متعددی انجام دهد. آساناها به حرکت‌ها یا وضعیت‌های بدنی یوگا گفته می‌شود و مانتره‌ها اذکاری هستند که در حین حرکت‌های یوگا باید گفته شوند.

بسیاری از این آساناها نمادهایی از خدایان هندو هستند، همان‌طور که مانتره‌ها اسامی موجودات مقدس، خوب و گاهی شرور هستند که در سنت هندو باید برای کمک‌گرفتن از آن‌ها یا نجات از شرشان تکرار شوند. درواقع، در یوگا با خرافه‌ای تمام‌عیار روبه‌رو هستیم.

ایکنا ـ آیا ادعاهای درمانی یوگا پشتوانه علمی دارد؟

اجازه بدهید برای فهم بهتر یا پاسخ بهتر به این سؤال، قدری درباره چاکراها صحبت کنم. چاکراها بخش غیرقابل انفکاک از یوگا هستند که امروز در سایر معنویت‌های نوظهور، حتی معنویت‌های غربی و سرخپوستی نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند.

در باور اسطوره‌ای هندوها، در بدن انسان هفت چاکرا وجود دارد که امروزه به آن‌ها نقاط انرژی بدن گفته می‌شود و در امتداد ستون فقرات از پایین تا بالای سر قرار دارند. این چاکراها در باور هندوها از طریق کانال‌هایی به اسم نادی به هم متصل شده‌اند.

هندوها فکر می‌کردند باد مقعد نباید هدر برود و باید سالک آن را در مسیر کانال‌های انرژی به بالا بکشد تا بتواند به رستگاری برسد. این باد در مسیر چاکراها مداوم تغییر می‌کند و در نهایت به بالاترین چاکرا باید برسد و از آنجا، این انرژی مؤنث شاکتی، الهه و همسر شیوا به انرژی مذکر شیوا، خدای هندو متصل شده و آن‌گاه انسان به سعادت رسیده است.

آنچه می‌گویم، از کتاب اوپانیشادهاست که صریحاً به این نکته‌ها اشاره کرده است. بنابراین، نه آساناها و نه مانتره‌های یوگا از ابتدا نه برای سلامتی و تندرستی طراحی شده‌اند و نه برای آرامش روان و خاطر و کاهش استرس‌های زندگی؛ آن‌ها فقط برای عبادتی مبتنی بر خرافه طراحی شدند.

ادعای کاهش استرس، درمان بیماری‌ها و... در یوگا بیشتر به‌دلیل رونق صنعت اقتصادی یوگا در سطح جهان است. یوگا به‌مثابه صنعت بزرگ اقتصادی تلاش می‌کند با دست‌گذاشتن بر نیازهای واقعی انسان‌ها، آن‌ها را به خود جذب کند و این اتفاق بیشتر بعد از آن افتاد که یوگای متروک و رازآلود هندو پس از ورود انگلستان به هند و استعمار این کشور مورد تبلیغ قرار گرفت.

من این موارد را در کتاب «نجات از یوگا» توضیح داده‌ام. درواقع، هیچ‌کدام از ادعاهای درمانگری در یوگا اثبات علمی نشده‌اند، خصوصاً آنکه بعضی از حرکت‌های یوگا آثار بد بدنی و اسکلتی و گاهی آثار بد روانی ایجاد می‌کنند.

ایکنا ـ مهم‌ترین آسیب‌های جسمانی و معنوی یوگا چیست؟

اگر کسی با تاریخ شکل‌گیری یوگا آشنا باشد، متوجه می‌شود که از ابتدا یوگا برای عبادت و رهایی از تناسخ طراحی شد و این مرتاضان شاید به تنها چیزی که فکر نمی‌کردند، سلامتی جسم و بدن بوده است.

درواقع، هر یوگی که در متن اوپانیشادها به آن‌ها استاد یا حکیم می‌گفتند، تلاش می‌کرد با خلاقیت خود کاری سخت و جدید انجام دهد و گمان می‌کرد، از این طریق به موکشا یا نجات می‌رسد و این کار را به دیگران توصیه می‌کرد.

یعنی در یوگا ما بیشتر با الهیات و تعالیم ذوقی و بی‌ضابطه افراد روبه‌رو هستیم؛ همچنان که متأسفانه بعضی از سبک‌های جدید یوگا تازه به کشور ما وارد شده است، مانند یوگای نجاست‌خواری که در فرهنگ کثیف هندو ریشه دارد و به اسم درمان همه بیماری‌های روانی و جسمی در باشگاه‌های شیک توصیه می‌شود، یا همچنان که خورشیدپرستی هندو به اسم نورخواری و عبادت ماه با عنوان تمرین سلام بر ماه از تعالیم رایج در هندو است.

پس اگر بخواهیم آسیب‌های یوگا را بیان کنیم، اولاً بسیاری از آساناها برای بدن انسان مفید نیستند و موجب آسیب بدنی می‌شوند. ثانیاً، بسیاری از آساناها و حتی مانتره‌ها موجب تأثیرات و نفوذ موجودات ماورایی در خیال و زندگی انسان می‌شوند. ثالثاً، همراه یوگا فرهنگ خدایان هندو به اسم امور مقدس و مبدأ انرژی در زندگی افراد جایگزین باور به خداوند و شریعت مقدس الهی می‌شوند؛ چنانکه امروزه فروش مجسمه‌های خدایان هندو در کشور ما افزایش یافته است.

ایکنا ـ آیا می‌توان یوگا را از مبانی فلسفی و معنوی آن جدا کرد؟

به نظرم این اشتباه رایج را باید با تبیین درست و مستند یوگا برطرف کرد. ببینید، اصل یوگای ورزشی از دو بخش تشکیل یافته است: آساناها و مانتره‌ها. یوگای بدون این دو، درواقع مانند داستان شیر بی‌یال و اشکمی است که مولوی به زیبایی آن را بیان کرده است.

امروز ورزش‌هایی هستند که بدون تأثیرات فرهنگی منفی یا خرافی، به‌صورت علمی بر حرکت‌های مفید بدن متمرکز شده‌اند و لازم نیست ما اسم یوگا را مثل برچسب روی هر چیزی بزنیم.

برای نمونه، یکی از اذکار مهم و مطرح در یوگای به اصطلاح ورزشی، ذکر «اوم» است که افراد باید در باشگاه برای تمرین‌های تنفس و تمرکز با آداب خاصی تکرار کنند. «اوم» اسم خدا در آیین هندوست و به تعبیری، به موجودات ماورایی هندو اطلاق می‌شود. درباره چاکراها نیز همین‌طور؛ در یوگای ورزشی بر خرافه چاکراها که موضوعی الهیاتی در آیین هندوست، توجه شده است.

ایکنا ـ آیا نگرانی درباره تأثیرات فرهنگی و معنوی بعضی از دوره‌های یوگا بجاست؟

بله. یوگا تبلیغ نرم و نفوذ فرهنگی آیین خرافی هندوست که البته با توجه به سود اقتصادی آن همواره مورد توجه بوده است.

به گفته کسانی که قبل از انقلاب برای اولین بار یوگا را در کشور ما ترجمه و وارد کردند و هنوز با باشگاه‌های بزرگ و شبکه‌های گسترده آن در کشور فعالیت می‌کنند، یوگا ورزش نیست، بلکه طریقت معنوی آیین هندوست؛ البته نه معنویت با محتوایی که ما از آن می‌شناسیم، بلکه همان معنویت خرافی هندو که به بخش‌هایی از آن اشاره کردم.

پس یوگا یک اسم نیست، یک الگوی فرهنگی و تغییر سبک زندگی است که در نهایت به تغییر دینی و فرهنگی جامعه منجر خواهد شد. یوگا مانند بسیاری دیگر از معنویت‌های نوظهور، جامعه ما را به جامعه‌ای سکولار و بی‌تفاوت به رسالت‌های اجتماعی و آرمان‌های انقلابی تبدیل خواهد کرد. این مهم‌ترین خطر یوگا در کشور ماست.

انتهای پیام
خبرنگار:
مریم فلاحتی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۰۴
0
0
سلام اطلاعات خوب و به روزی بودند
captcha