کد خبر: 4372856
تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۸:۱۸
یادداشت

سیره نبوی؛ راهی برای پیمودن

شهید مطهری و سیری در سیره‌ی نبوی

به قلم مریم فلاحتی

هر سال با فرارسیدن میلاد پیامبر اعظم(ص)، از مهربانی، اخلاق، رحمت و بزرگی شخصیت آن حضرت فراوان سخن گفته می‌شود. از سیره ایشان می‌گوییم، از محبتشان به مردم یاد می‌کنیم و از جایگاه بی‌بدیل پیامبری سخن می‌گوییم که تاریخ بشر را به دو دوره پیش و پس از خود تقسیم کرد؛ اما شاید پرسش مهم‌تر این باشد که ما از پیامبر(ص) چه می‌دانیم؟ آیا شناخت ما از رسول خدا(ص) صرفاً مجموعه‌ای از فضائل و خاطرات تاریخی است یا سیره ایشان را الگویی برای زندگی امروز می‌شناسیم؟

این همان نقطه‌ای است که نگاه شهید مرتضی مطهری در کتاب «سیری در سیره نبوی» اهمیت پیدا می‌کند. شهید مطهری در مواجهه با شخصیت پیامبر اسلام(ص)، فقط به ستایش شخصیتی مقدس نمی‌پردازد؛ ایشان می‌کوشد از دل تاریخ، یک انسان الگو بیرون بکشد. انسانی که در عین اتصال به آسمان، در متن جامعه زندگی می‌کند؛ حکومت تشکیل می‌دهد، با دشمن می‌جنگد، با مردم گفت‌وگو می‌کند، خانواده دارد، دوست دارد، خشمگین می‌شود، می‌بخشد، تصمیم می‌گیرد و در همه این عرصه‌ها، معیاری تازه برای انسان‌بودن ارائه می‌دهد.

شاید بتوان گفت، یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب «سیری در سیره نبوی» این است که پیامبر(ص) را نباید فقط در قاب مناسبت‌ها نگه داشت. پیامبر، شخصیتی برای ستایش صرف نیست؛ ایشان راهی برای پیمودن است.

یکی از خطاهای رایج در نگاه به زندگی بزرگان، تبدیل‌کردن زندگی آنان به مجموعه‌ای از خاطرات پراکنده است. می‌گوییم پیامبر چنین گفت، در فلان جنگ چنین کرد، با فلان شخص چنین رفتاری داشت و در فلان حادثه چنین تصمیمی گرفت؛ اما کمتر می‌پرسیم منطق پشت این رفتارها چه بود؟

شهید مطهری دقیقاً در همین نقطه توقف می‌کند. برای او، سیره پیامبر(ص) روش است؛ یعنی باید فهمید پیامبر(ص) با چه منطقی می‌زیست و چگونه میان ارزش‌های ثابت و شرایط متغیر زمان خود پیوند برقرار می‌کرد. این نگاه، سیره نبوی را از موضوعی صرفاً تاریخی به مسئله‌ای کاملاً معاصر تبدیل می‌کند.

اگر پیامبر(ص) در جامعه امروز ما حضور داشت، چگونه با مردم سخن می‌گفت؟ چگونه با مخالفان رفتار می‌کرد؟ چگونه قدرت را اداره می‌کرد؟ چگونه میان مهربانی و قاطعیت جمع می‌کرد؟ چگونه در برابر تحقیر، دشمنی و خشونت واکنش نشان می‌داد؟

پاسخ به این پرسش‌ها را نمی‌توان فقط با تکرار چند روایت پیدا کرد؛ باید منطق رفتاری پیامبر(ص) را شناخت و این همان چیزی است که مطالعه سیره ایشان را ضروری می‌کند.

پیامبر(ص)؛ جمع اضداد در یک شخصیت

انسان‌ها معمولاً تک‌بعدی می‌شوند. برخی مهربانند، اما در تصمیم‌گیری قاطع نیستند؛ برخی قدرتمندند، اما مهربانی را ضعف می‌دانند؛ برخی اهل عبادت‌اند، اما از مسئولیت اجتماعی فاصله می‌گیرند و برخی چنان درگیر جامعه و سیاست می‌شوند که خلوت معنوی خود را از دست می‌دهند.

اما شخصیت پیامبر اسلام(ص) در نگاه شهید مطهری، نمونه‌ای از جمع فضائل است. رسول خدا(ص) هم اهل عبادت بود و هم مرد میدان اجتماع. هم در برابر کودکان مهربان بود و هم در میدان جنگ، فرماندهی مقتدر. هم از حق شخصی خود می‌گذشت و هم در برابر ظلم و تجاوز به حقوق جامعه می‌ایستاد. هم متواضع بود و هم اجازه نمی‌داد عزت انسان و جامعه اسلامی پایمال شود. این جامعیت شاید مهم‌ترین ویژگی شخصیتی پیامبر(ص) بوذ؛ ویژگی‌ای که برای جامعه امروز ما نیز درسی بزرگ است.

ما گاهی اخلاق را با ضعف اشتباه می‌گیریم و گاهی اقتدار را با خشونت. گاهی گذشت را به معنای بی‌تفاوتی می‌دانیم و گاهی دفاع از حق را با تندخویی یکی می‌کنیم، در حالی که سیره نبوی نشان می‌دهد، انسان می‌تواند هم مهربان باشد و هم مقتدر؛ هم اهل گذشت باشد و هم اهل ایستادگی.

پیامبر(ص) رحمة للعالمین است، اما این رحمت هرگز به معنای تسلیم در برابر ظلم نیست. وقتی از اخلاق پیامبر(ص) سخن می‌گوییم، معمولاً ذهن‌مان به سمت مهربانی و خوش‌خلقی می‌رود؛ اما اخلاق نبوی بسیار گسترده‌تر از لبخندزدن و خوش‌رفتاری است.

اخلاق در سیره پیامبر(ص)، شیوه اداره انسان‌هاست. رسول خدا(ص) مردم را تحقیر نمی‌کرد. برای شخصیت انسان‌ها احترام قائل بود. با آنان گفت‌وگو می‌کرد، نظرشان را می‌شنید و حتی در شرایطی که از جایگاه پیامبری و رهبری برخوردار بود، جامعه را به مجموعه‌ای از انسان‌های بی‌اراده تبدیل نمی‌کرد.

این نکته برای زمانه ما اهمیت فراوانی دارد؛ زمانه‌ای که بسیاری از بحران‌ها، پیش از آنکه سیاسی یا اقتصادی باشند، بحران ارتباط میان انسان‌ها هستند.

ما در جهانی زندگی می‌کنیم که همه امکان سخن‌گفتن دارند، اما کمتر کسی واقعاً شنیده می‌شود. شبکه‌های ارتباطی گسترده‌تر شده‌اند، اما فاصله انسان‌ها از یکدیگر بیشتر شده است. گفت‌وگو فراوان است، اما شنیدن کمرنگ و بسیاری از روابط اجتماعی به میدان داوری، تخریب و حذف تبدیل شده است. در چنین شرایطی، بازگشت به سیره نبوی صرفاً توصیه‌ای دینی نیست؛ ضرورتی اجتماعی است.

پیامبر(ص) به انسان‌ها فرصت می‌داد. افراد را فقط با یک خطا تعریف نمی‌کرد و راه بازگشت را نمی‌بست. این شاید یکی از عمیق‌ترین درس‌های سیره نبوی باشد؛ اینکه هیچ جامعه‌ای با تحقیر دائمی انسان‌ها اصلاح نمی‌شود.

یکی دیگر از وجوه برجسته شخصیت پیامبر(ص)، نسبت ایشان با قدرت است. پیامبر اسلام(ص) فقط معلم اخلاق نبود. ایشان جامعه ساخت، حکومت تشکیل داد و در عرصه سیاست و مدیریت اجتماعی حضور داشت؛ اما قدرت در سیره آن حضرت به ابزاری برای فاصله‌گرفتن از مردم تبدیل نشد.

این مسئله، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل تأمل است. قدرت معمولاً انسان را در معرض خطر قرار می‌دهد: اینکه صاحب قدرت، خود را از دیگران متفاوت بداند؛ گویی موقعیت اجتماعی، انسان را از جنس دیگری ساخته است. فاصله میان مسئول و مردم از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که انسان فراموش می‌کند پیش از هر عنوان و جایگاهی، یک انسان است.

در سیره پیامبر(ص)، قدرت با مردم‌داری همراه است. پیامبر در میان مردم زندگی می‌کرد، از آنان فاصله نمی‌گرفت و شخصیت انسانی افراد را زیر سایه جایگاه اجتماعی خود نابود نمی‌کرد. این همان الگویی است که هر جامعه‌ای به آن نیاز دارد؛ جامعه‌ای که در آن مسئولیت به معنای امتیاز گرفتن نیست، بلکه به معنای مسئول‌تر شدن است.

پیامبر عقل و احساس

یکی از نکات مهم در نگاه شهید مطهری به اسلام و شخصیت پیامبر(ص)، توجه به عقلانیت است. اسلام، دینی نیست که از انسان بخواهد عقل خود را کنار بگذارد و صرفاً تسلیم احساسات شود.

پیامبر(ص) با انسان دارای شعور سخن می‌گوید. دعوت ایشان بر پایه استدلال، اندیشه و بیدار کردن فطرت انسان است. البته این عقلانیت به معنای خشک و بی‌روح بودن نیست. پیامبر(ص) عمیقاً عاطفی و مهربان است، اما عاطفه ایشان جای عقل را نمی‌گیرد.

شاید یکی از مشکلات زمانه ما نیز همین باشد که انسان‌ها میان عقل و احساس گرفتار دوگانه‌ای ساختگی شده‌اند. گروهی چنان عقل‌گرا شده‌اند که انسان را به موجودی سرد و بی‌عاطفه تقلیل می‌دهند و گروهی دیگر چنان به احساسات میدان داده‌اند که حقیقت قربانی هیجان می‌شود.

سیره پیامبر(ص) راه سومی پیش روی ما می‌گذارد؛ عقل و دل در برابر یکدیگر نیستند. انسان کامل، انسانی است که هم درست می‌اندیشد و هم درست دوست می‌دارد.

در این روزگار، شاید بیش از هر چیز به بازخوانی مفهوم رحمت نیاز داریم. رحمت در فرهنگ نبوی، شعاری زیبا نیست که فقط در سخنرانی‌ها تکرار شود. رحمت باید در رفتار اجتماعی دیده شود؛ در نوع مواجهه با خانواده، همسایه، مخالف، خطاکار و حتی دشمن.

اما رحمت نبوی، رحمت بی‌مرز و بی‌معنا هم نیست. شهید مطهری در تحلیل شخصیت پیامبر(ص)، به‌خوبی نشان می‌دهد که مهربانی رسول خدا(ص) در کنار صلابت و استواری ایشان معنا پیدا می‌کند. پیامبر(ص) از حق شخصی خود می‌گذشت، اما اجازه نمی‌داد حق و عدالت اجتماعی قربانی مصلحت‌جویی شود.

این تفاوت، بسیار تعیین‌کننده است. جامعه‌ای که گذشت را در جای خود به کار نبرد، به جامعه‌ای انتقام‌جو تبدیل می‌شود؛ اما جامعه‌ای که قاطعیت را نیز کنار بگذارد، در برابر ظلم ناتوان خواهد شد. سیره پیامبر(ص)، هنر تشخیص این دو موقعیت است؛ اینکه بدانیم کجا باید بخشید و کجا باید ایستاد.

در مرکز سیره نبوی، انسان قرار دارد؛ انسانی که باید رشد کند، انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و به کمال برسد. پیامبر(ص) برای ساختن جامعه، ابتدا انسان می‌سازد.

این شاید تفاوت اساسی یک حرکت الهی با بسیاری از حرکت‌های سیاسی و اجتماعی باشد. در بسیاری از جریان‌ها، انسان وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت است؛ اما در منطق پیامبر(ص)، قدرت وسیله‌ای برای رشد انسان است.

اگر جامعه‌ای ثروتمندتر شود، اما انسان‌ها در آن تحقیر شوند، آیا می‌توان آن را جامعه‌ای موفق دانست؟ اگر ساختارها بزرگتر شوند، اما اخلاق کوچک شود، چه چیزی به دست آمده است؟ اگر انسان‌ها از نظر ظاهری پیشرفت کنند، اما اعتماد، محبت و کرامت در روابط اجتماعی از بین برود، آیا واقعاً پیشرفتی رخ داده است؟

سیره نبوی، ما را دوباره به این پرسش بازمی‌گرداند که هدف از ساختن جامعه چیست؟ پاسخ روشن است: جامعه برای انسان است، نه انسان برای جامعه.

شاید بهترین شکل بزرگداشت میلاد پیامبر اعظم(ص)، این نباشد که فقط درباره بزرگی ایشان سخن بگوییم. بزرگی پیامبر(ص)، حقیقتی روشن‌تر از آن است که نیازمند اثبات ما باشد.

مسئله این است که نسبت ما با ایشان چیست؟ آیا پیامبر(ص) در زندگی فردی و اجتماعی ما حضور دارد؟ آیا وقتی با مخالف خود مواجه می‌شویم، چیزی از سیره ایشان به یاد می‌آوریم؟ آیا در خانواده، محیط کار، مدیریت، رسانه و روابط اجتماعی، روش پیامبر(ص) برای ما معیار است؟ شهید مطهری در کتاب «سیری در سیره نبوی»، درواقع ما را از شناخت سطحی پیامبر(ص) به شناخت روشی ایشان دعوت می‌کند.

پیامبر(ص) فقط متعلق به گذشته نیست. ایشان پاسخ یک نیاز تاریخی تمام‌شده نیست. هرچه انسان امروز پیچیده‌تر و هرچه جامعه با بحران‌های اخلاقی، ارتباطی و معنوی بیشتری روبه‌رو می‌شود، نیاز به بازخوانی سیره آن حضرت نیز بیشتر احساس می‌شود.

میلاد رسول خدا(ص) می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه یک بار دیگر از خود بپرسیم: اگر قرار است پیرو پیامبر(ص) باشیم، دقیقاً از چه چیزی پیروی می‌کنیم؟ از نام ایشان یا از راه آن حضرت؟

شاید بزرگترین پیام سیره نبوی همین باشد؛ پیامبر(ص) را آن‌گونه بشناسیم که بتوانیم در زندگی خود به ایشان نزدیک شویم؛ نه پیامبری دوردست و دست‌نیافتنی که فقط باید ستایشش کرد، بلکه انسانی کامل که راه زندگی را به انسان نشان داده است.

و شاید جامعه امروز، بیش از هر زمان دیگری به همین پیام نیاز دارد؛ به پیامبری که هم اهل معنویت است و هم در متن جامعه، هم مهربان است و هم مقتدر، هم اهل گفت‌وگوست و هم اهل ایستادگی، هم دل انسان‌ها را به آسمان پیوند می‌دهد و هم مسئولیت آنان را در زمین یادآوری می‌کند.

میلاد پیامبر اعظم(ص) در حقیقت میلاد یک راه است؛ راهی که اگرچه قرن‌ها از آغاز آن گذشته، اما انسان برای پیداکردن مسیر خود، هنوز به آن نیاز دارد.

انتهای پیام
captcha