هشتم شهریور ۱۳۶۰، روزی است که در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، با خون شهیدان محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر ماندگار شد. این دو شخصیت نهتنها رئیسجمهور و نخستوزیر وقت، بلکه نماد سادهزیستی، مردمیبودن و صداقت در مدیریت شناخته میشوند. شهادت آنان در انفجار دفتر نخستوزیری به دست منافقین، اوج خشونت جریانهای تروریستی علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی بود. اکنون، پس از گذشت بیش از چهار دهه، بررسی تطبیقی شرایط آن زمان با اوضاع امروز، میتواند برای تحلیلگران سیاسی و اجتماعی آموزنده باشد. یادداشت پیشرو به بررسی این موضوع از منظرهای متفاوت میپردازد.
در آغاز دهه ۶٠، کشور درگیر مجموعهای از بحرانهای همزمان بود؛ جنگ تحمیلی که بخش قابل توجهی از منابع و توان مدیریتی کشور را درگیر کرده بود، ترورهای گسترده منافقین و گروههای مسلح که فضای ناامنی سیاسی را تشدید کرده بود و بحران اقتصادی ناشی از تحریمها و نیاز به بازسازی ساختارهای اقتصادی پس از انقلاب.
در چنین شرایطی، رجایی و باهنر کوشیدند با تکیه بر مردم، صداقت در گفتار و سادگی در رفتار، الگوی مدیریتی متفاوتی ارائه دهند. آنان در مقام سیاستمدارانی متعهد، بر حفظ ارزشهای انقلاب و جلب اعتماد عمومی تمرکز کردند.
امروز نیز کشور با مجموعهای از چالشها روبهروست؛ تحریمهای اقتصادی و فشارهای خارجی که بر معیشت مردم اثرگذار است، مسائل سیاسی داخلی شامل رقابت جریانها، کاهش اعتماد اجتماعی و مطالبات جدید نسل جوان و تهدیدات امنیتی و منطقهای که همچنان بخشی از ظرفیتهای کشور را به خود اختصاص داده است.
تطبیق این شرایط با دهه ۶٠، نشان میدهد که اگرچه جنس تهدیدها تغییر یافته، اما اصل مواجهه با فشار خارجی، بیثباتسازی داخلی و بحران اقتصادی همچنان پابرجاست. آنچه میتواند میان گذشته و امروز پیوند برقرار کند، سبک مدیریت رجایی و باهنر است؛ یعنی توجه به صداقت در حکمرانی، شفافیت در تصمیمگیری و سادهزیستی در سبک زندگی مسئولان.
اعتماد اجتماعی بهمثابه سرمایه ملی: رجایی و باهنر توانستند در کوتاهمدت، سرمایه اجتماعی عظیمی بهدست آورند؛ زیرا فاصلهای میان گفتار و رفتارشان وجود نداشت. امروز نیز در شرایطی که اعتماد عمومی با چالشهایی مواجه است، بازسازی آن باید در اولویت قرار گیرد.
تقدم ارزشها بر منافع جناحی: یکی از ویژگیهای شاخص این دو شهید، تلاش برای فراتر رفتن از مرزبندیهای سیاسی و تمرکز بر حل مشکلات مردم بود. در شرایط کنونی نیز عبور از جدالهای سیاسی به نفع منافع ملی، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
سادهزیستی مسئولان بهمثابه پیام عملی: در جامعهای که با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، سبک زندگی مدیران نقش نمادین مهمی دارد. رجایی و باهنر نشان دادند که مسئولیتپذیری واقعی با سادهزیستی و پرهیز از اشرافیت معنا مییابد.
شهادت رجایی و باهنر فقط واقعهای تاریخی نیست؛ بلکه یادآور الگویی از حکمرانی است که بر پایه صداقت، مردمیبودن و پایبندی به ارزشها استوار بود. امروز، در شرایطی که کشور نیازمند بازسازی اعتماد اجتماعی و عبور از بحرانهای پیچیده است، بازگشت به همان اصول میتواند چراغ راه آینده باشد. این یادآوری نه صرفاً برای بزرگداشت شهدا، بلکه برای تأکید بر نیاز مبرم به تداوم مسیر آنان در حکمرانی معاصر است.
زهراسادات محمدی
انتهای پیام