کد خبر: 4302659
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۰
یادداشت

امام موسی صدر و سرنوشتی مبهم در پس سکوت و سیاست

امروز و پس از چهار و نیم دهه، ابهامات و پرسش‌ها درباره ناپدیدشدن امام موسی صدر همچنان بی‌پاسخ باقی مانده و امید به یافتن حقیقت را به انتظاری تلخ تبدیل کرده است. 

امام موسی صدردر سپتامبر ۱۹۷۷ میلادی، برابر با شهریور ۱۳۵۷، جهان سیاست شاهد حادثه‌ای مرموز و تأثیرگذار بود؛ غیبت ناگهانی سیدموسی صدر، روحانی برجسته و چهره‌ای سیاسی اجتماعی در خاک لیبی. این واقعه، سرآغاز دورانی طولانی از جست‌وجوها، تکذیب‌ها و نهایتاً انباشتی از پرسش‌های بی‌پاسخ شد. 

مأموران حکومت قذافی با اعلام خروج وی از لیبی و عزیمت به رم، کوشیدند این پرونده را بسته اعلام کنند؛ اما نهادهای ایتالیایی قاطعانه هرگونه حضور امام موسی صدر در کشورشان را رد کردند. این تکذیب متقابل، اولین حلقه زنجیره‌ای از ابهامات بود که تا امروز و پس از چهار و نیم دهه، همچنان بی‌پاسخ باقی مانده و امید به یافتن حقیقت را به انتظاری تلخ تبدیل کرده است. 

با فروریختن نظام استبدادی قذافی در جریان بهار عربی در سال ۲۰۱۱، بارقه‌ای از امید در دل جوامع ایران و لبنان زنده شد. بسیاری تصور می‌کردند فروپاشی این رژیم، کلید گشایش پرونده‌ای خواهد شد که سرنوشت امام موسی صدر و دو تن از همراهان وفادارش، شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین (روزنامه‌نگار نام‌آور لبنانی) را در خود محفوظ نگه داشته است؛ اما امیدها با مرگ خشن و غیرقضایی معمر قذافی به دست شورشیان، برای همیشه نقش بر آب شد. او راز این واقعه تاریخ معاصر خاورمیانه را با خود به گور برد و فرصت کشف حقیقت را از ملت‌هایی که امام موسی صدر را از خود می‌دانستند، گرفت. 

اگرچه امکان حیات ایشان در ۹۶ سالگی امری بعید است، ولی کشف حقیقت آنچه در ۹ شهریور ۱۳۵۷ در پایتخت لیبی بر سر امام موسی صدر و همراهانش آمد، برای ملت‌های ایران و لبنان و به‌ویژه بازماندگان این واقعه، همواره همچون دغدغه‌ای تاریخی باقی است. افشای نقش حکومت وقت لیبی و اقدامات معمر قذافی در قبال این مهمانان بین‌المللی، پاسخی است که افکار عمومی همچنان در انتظار آن به سر می‌برد. 

در پرده ابهام 

اکنون و در غیاب سندی معتبر در خصوص این رخداد، فقط گمانه‌زنی‌ها و روایت‌های متناقض در دست است؛ از گزارش‌هایی که به زنده‌بودن او در بازداشتگاه‌های مخفی اشاره می‌کنند تا تحلیل‌هایی که بر اعدام فوری وی در پی مجادله‌ای سهمگین با دیکتاتور لیبی صحه می‌گذارند. واقعیت، اما همچنان در پشت دیوارهای سکوت و سیاست پنهان مانده است. 

در پی فروپاشی طرابلس و سقوط پایتخت، گزارش‌هایی حاکی از کشف اسناد محرمانه، امید تازه‌ای برای روشن‌شدن این پرونده‌ تاریخی ایجاد کرد. براساس اخبار منتشرشده، یکی از خبرنگاران شبکه‌ الجزیره که از نزدیک شاهد صحنه بوده، ادعا کرد که در ساختمان تخریب‌شده‌ وزارت اطلاعات رژیم سابق لیبی، به مجموعه‌ای از مدارک فوق‌ محرمانه دست یافته است. این مدارک شامل پرونده‌ای مربوط به سرنوشت امام موسی صدر و نیز اسنادی از ارتباطات پنهانی حکومت قذافی با مقامات بلندپایه‌ ایالات متحده آمریکا در دفتر کار «عبدالله السینوسی»، وزیر اطلاعات وقت لیبی بود. این شاهد عینی با بیان جزئیات بیشتری افشا کرد که اسناد مرتبط با امام موسی صدر را شخصاً در محل دفتر وزیر یادشده مشاهده کرده است؛ اما مأموران حاضر در صحنه مانع از خروج و انتشار آن مدارک شدند. 

همزمان و در بحبوحه همین آشفتگی‌ها، روزنامه‌ مشهور «الأخبار» با استناد به منابعی نامشخص، ادعایی دیگر به گزارش‌های پیشین افزود، مبنی بر اینکه امام موسی صدر در اوایل هزاره‌ سوم میلادی (سال ۲۰۰۰) در زندان مخوف «ابوسلیم» طرابلس به شهادت رسیده است. این وقایع و گزارش‌ها با وجود پیگیری‌های مستمر نهادهای داخلی و بین‌المللی، در پرده‌ای از ابهام فرو رفته و همچنان نامشخص است. 

اسرائیل؛ شر مطلق 

امام موسی صدر بیش از پنج دهه پیش، رژیم صهیونیستی را شر مطلق خواند و خطر آن را از هر چیزی در منطقه و جهان بیشتر می‌دانست. او اسرائیل را نه فقط دشمن فلسطینیان، که دشمن انسان و انسانیت می‌دانست. اکنون که رژیم صهیونیستی بیش از پیش در این یک سال چهره‌ خود را نمایان کرده و نشان داده که برخلاف هر عرف و اخلاقی، حاضر است جان کودکان و زنان و مردان بی‌دفاع را از بین ببرد، تعبیر و دیدگاه‌های امام موسی صدر درباره‌ این خطر بیشتر درک می‌شود. 

امام موسی صدر در کلام بزرگان 

اهمیت فقدان امام موسی صدر را شهید مرتضی مطهری چند ماه پس از واقعه، با جمله‌ای به‌یادماندنی این‌گونه ترسیم کرد: «شما هنوز نمی‌دانید که ما چه کسی را از دست دادیم. ما یکی از بزرگترین یاران فکری و عملی انقلابمان را از دست دادیم. آقا موسی در دنیای عمل و اجرا نیازها را درک کرده بود. مسائل و مشکلات حرکت را می‌دانست و لمس کرده بود و برای اغلب موضوعات حکم فقهی داشت. او را خیلی حساب‌شده از ما گرفتند... ایشان پنجاه سال جلوتر از زمان خود بود.» 

سیدمحمدعلی موحد ابطحی نیز خاطره‌ای گویا از دیدگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران درباره امام موسی صدر نقل کرده است که عمق اعتماد و ارزیابی ایشان را از شخصیت امام موسی صدر آشکار می‌کند: «در ایامی که نجف اشرف بودم، روزی از آقای خمینی پرسیدم: اگر توانستید در ایران حکومت اسلامی تشکیل دهید، کسی را دارید که رئیس حکومت بشود؟ و ایشان پاسخ داد: رفیق خودت، آقا موسی.» 

ناپدیدشدن امام موسی صدر فقط یک تراژدی شخصی نیست، بلکه نقطه‌عطفی تاریخی است که مسیر جریان‌های فکری و عملی در منطقه را دستخوش تغییراتی برگشت‌ناپذیر کرده است.

الهه‌سادات بدیع‌زادگان

انتهای پیام
captcha