رویکرد امیرالمؤمنین(ع) در برهه حساس پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص)، مبتنی بر سکوت اعتراضآمیز و همکاری حسابشده با ساختار حاکمیت بود. امیرمؤمنان(ع) به ناچار سکوتی تلخ و شکننده پیشه کرد تا از بروز شکافی جبرانناپذیر در پیکره امت نوپای اسلام جلوگیری کند. هرچند این سکوت حکیمانه به وحدت ظاهری امت اسلام و تحکیم پایههای حکومت انجامید، با این حال، این خطر وجود داشت که انحراف در مسیر جانشینی پیامبر(ص) در میان نسلهای بعدی و خط اصیل ولایت و تشیع در طول تاریخ به فراموشی سپرده شود. در این مقطع زمانی حساس، حضرت علی(ع) مأمور به سکوت بود؛ بنابراین نگاه همگان بهسوی شخصیتی معطوف شد که از موقعیت اجتماعی بینظیر و قداستی والا برخوردار بود؛ کسی که میتوانست با ایستادگی در برابر جریان حذف امام علی(ع)، حقایق را برای جویندگان حقیقت روشن کند.
در شماره پیشین به تبیین یکی از محورهای اصلی مبارزات سیاسی نهضت فاطمی، یعنی اعلام مشروعنبودن خلافت ابوبکر پرداخته شد و در شماره پیش رو، ادامه این محورها بررسی میشود.
در فضای ملتهب پس از رحلت پیامبر(ص)، مخالفان امیرمؤمنان(ع) تبلیغات گستردهای برای به حاشیه راندن ایشان به راه انداختند. در جریان سقیفه، هیچیک از سران مهاجر حتی نامی از علی(ع) در جایگاه فردی شایسته برای خلافت به میان نیاورد. اصحاب پرنفوذ پیامبر عمداً خدمات بیبدیل و ایثارگریهای آن حضرت را نادیده گرفتند. آنان نهتنها با علی(ع) مشورتی نکردند، بلکه ابوبکر را به خلافت برگزیدند و با او بیعت کردند. امام علی(ع) بهدلیل ملاحظات راهبردی که در شماره پیشین به بخشی از آنها اشاره شد، امکان دفاع آشکار از حقوق خویش را نداشت.
بیشتر بخوانید:
در چنین شرایط بحرانی، حضرت زهرا(س) با درک عمیق از توطئه خطرناک حذف چهره علی(ع) از حافظه تاریخی امت و پیامدهای ویرانگر آن، مأموریت خود را آغاز کردند. ایشان معرفی عظمت فراموششده امیرمؤمنان(ع) را در صدر اهداف مبارزاتی خویش قرار دادند. در زمانی که هیچکس جرئت نداشت از فضایل علی(ع) سخن بگوید، این بانوی بزرگوار در خطبههای آتشین خود، سوابق درخشان امام(ع) را برشمردند و چهره بینظیر ایشان را به نسل تازهمسلمان معرفی کردند.
احیای افتخارات علوی: حضرت زهرا(س) در یکی از بیانات تاریخی خود، با زندهکردن خاطره مجاهدتهای امام علی(ع) در لحظات سرنوشتساز جنگهای صدر اسلام، رشادتها و جانبازیهای مولا را برای مردم چنین یادآوری کردند: «هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن را خاموش کرد یا هرگاه شاخ شیطان سر برآورد یا اژدهایی از مشرکان دهان باز کرد، رسول خدا برادرش علی بن ابیطالب را در کام اژدها و شعله فتنهها افکند و علی(ع) هم بازنمیگشت، مگر آنکه گردن سرکشان را پایمال شجاعت خود سازد و آتش آنان را با آب شمشیرش خاموش کند.»
این بیانات، نقش تعیینکننده امام(ع) در پیروزیهای اسلام را نمایان میکرد و پاسخی کوبنده به تمامی کسانی بود که قصد داشتند چهره آن امام همام را در هالهای از ابهام و فراموشی فروبرند.
ولایت علی(ع)، استمرار رسالت نبی(ص): حضرت زهرای مرضیه(س) حکومت امام علی(ع) را عیناً ادامه حکومت پیامبر(ص) و امتداد خط نبوت میدانستند. ایشان خانه امیرالمؤمنین(ع) را «مهبط وحی» و شخصیت آن حضرت را «عالم به امور دنیا و آخرت» معرفی میکردند و کنارزدن چنین شخصیتی را خسارتی بزرگ و غیرقابل جبران برای امت اسلام میدانستند. بانگ رسای ایشان به همگان اعلام میکرد، آن کس که اکنون خانهنشین شده است، بیش از همه حق دارد که ندای «کلمة الله» را سر دهد و حاکمیت اسلام را در دست بگیرد و آن را احیا کند؛ همانگونه که هرگاه اسلام در خطر میافتاد، نبی اکرم(ص) فقط با تکیه بر یاری او بود که اسلام را از ورطه هلاکت نجات میداد.
ترس از عدالت بیامان علی(ع): یکی دیگر از اقدامات روشنگرانه حضرت فاطمه(س)، افشای ماهیت جریان براندازی و بیان ریشههای عمیق سیاست ستیز با امام علی(ع) بود. تحلیل ایشان این بود که کنارزدن امام(ع) در هراس از قاطعیت ایشان در اجرای عدالت ریشه دارد. آنان بهخوبی میدانستند که امام(ع) در برابر مخالفان دین و زیادهخواهان، ذرهای کوتاه نمیآید و در راه تحقق احکام الهی، هراسی از مرگ به خود راه نمیدهد؛ بنابراین آن حضرت را کنار زدند تا بدون مانع، به اهداف شخصی و خواستههای نفسانی خود دست یابند.
دختر پیامبر(ص) در تبیین این حقیقت فرمودند: «به چه دلیلی از ابوالحسن انتقام گرفتهاند؟ به خدا قسم، بهدلیل سختی شمشیرش و بیباکی نسبت به مردنش و شدت تاختنش بر آنان و مجازاتکردن با آسیبزدنش در جنگ و خشمکردن او در راه خدا، از او انتقام گرفتند.»
در آن فضای ملتهب، بسیاری از اصحاب و تابعین نمیتوانستند باور کنند که دستان کنارزننده علی(ع) از سر هواپرستی چنین ظلمی مرتکب شده باشند؛ چراکه مجریان سقیفه نیز سالها در رکاب پیامبر(ص) جنگیده و ظاهراً به اسلام گرویده بودند. در چنین شرایطی مردم به دو دسته تقسیم شدند؛ عدهای از ریشههای واقعی دشمنی با امام(ع) بیخبر بودند و عدهای دیگر شهامت بیان حقایق را نداشتند. در این میدان، فقط حضرت زهرا(س) بود که با شجاعتی کمنظیر، ماهیت کینهتوزانه حاکمان را افشا و ریشههای فاسد عداوت با مولا را برملا کردند. این حرکت سرنوشتساز، تحلیل وقایع پیچیده سقیفه را آسان کرد و رمز غربت و مظلومیت امام علی(ع) را برای همگان گشود.
توطئه برای کنارزدن اهل بیت(ع) و غصب حقوق سیاسی، مالی و اجتماعی آنان فقط به دست چند فرصتطلب محدود شکل نگرفت. حقیقت تلخ این است که سکوت و تساهل بخشی از اصحاب بانفوذ بود که بستر لازم را برای موفقیت این طرح فراهم آورد. اگر انصار و دیگر هواداران خاندان پیامبر(ص) بهصورت فعال در صحنه حاضر شده و خواستار احقاق حق خلافت برای امام علی(ع) و حقوق مالی حضرت زهرا(س) و بازگشت فدک به ایشان میشدند، هرگز آن حوادث تلخ رخ نمیداد؛ از اینرو، حضرت زهرا(س) آنان را بهصورت علنی مورد سرزنش و توبیخ قرار دادند و با این اقدام، حجیت ادعای اجماع نخبگان اصحاب در بیعت با خلیفه را از بین بردند.
حضرت صدیقه طاهره(س) با این موضعگیری قاطع، دو نظریه را باطل اعلام کردند:
نظریه عدالت تمامی صحابه: ایشان با نشاندادن خطای برخی اصحاب، این اندیشه را که همگی صحابه عادل بودهاند، رد کردند.
نظریه حجیت اجماع: ایشان اثبات کردند که تصمیم و اجماع نخبگان حاکم لزوماً معیار تشخیص حق از باطل نیست.
از نگاه حضرت فاطمه(س)، اگر اصحاب متساهل کاهلی را کنار میگذاشتند و در برابر انحرافها میایستادند، مشکلات برطرف میشد؛ بنابراین ایشان در میان احتجاجات خود علیه خلیفه بهدلیل غصب فدک، رو به انصار کردند و فرمودند: «ای گروه نقباء و بازوان ملت و حافظان اسلام، این کوتاهی در حق من و این سستی در یاری مظلومیت من برای چیست؟ مگر نه اینکه پدرم رسول خدا(ص) میفرمود: «آدمی در حفظ حقوق فرزندش احترام و حمایت میشود»؟ بهسرعت و بدون تأمل به کاری نو دست زدید و شتابزده عمل کردید، در حالی که شما قدرت انجام خواستههای من را دارید و توانایی آنچه را که طلب میکنم و در پی آنم، در اختیار دارید.»
این خطاب مستقیم و آتشین نهتنها اعلام برائت از سکوتکنندگان بود، بلکه مسئولیت تاریخی آنان را در قبال حوادث پیشآمده به شکلی ماندگار در تاریخ ثبت کرد. ایشان در ادامه خطاب به آنها افزودند: «آیا پدرم، رسول خدا(ص) نمیفرمود: «حرمت هر کس در فرزندان او حفظ میشود»؟ چقدر با سرعت مرتکب این اعمال شدهاید و چه با عجله این بز لاغر، آب از دهان و دماغش فروریخت، در صورتی که شما میتوانید من را در آنچه چارهجویی میکنم، کمک کنید و قدرت حمایت از من را در آنچه مطالبه میکنم و قصد کردهام، دارید.»
هنگامی که زنان مهاجر و انصار پس از آن واقعه دردناک خانه امام علی(ع)، به عیادت صدیقه کبری(س) آمدند، حضرت از آغاز تا پایان سخن، شوهران آنان را بهشدت مورد سرزنش قرار دادند و در پایان، پیامدهای شوم بیتوجهی به وصایای پیامبر(ص) درباره خلافت را متذکر شدند و آنان را از آیندهای پر از ستم و هرجومرج بیم داده و فرمودند: «بشارت باد شما را به شمشیرهای کشیده و حمله متجاوز ستمکار و به هرجومرج عمومی و استبداد ستمگران، که حقوقتان را اندک داده و اجتماع شما را بهوسیله شمشیرهایشان درو خواهند کرد، پس بر شما حسرت باد که کارتان به کجا میرسد.»
سوید بن غفله نقل میکند: «زنان سخنان حضرت فاطمه(س) را برای شوهرانشان بازگو کردند و آنان برای عذرخواهی نزد ایشان آمدند و گفتند: «اگر ابوالحسن قبل از بیعت با دیگری این مطالب را برای ما میگفت، کسی را بر او ترجیح نمیدادیم.» اما حقیقت این بود که آنان هیچ شکی در برتری امام علی(ع) نداشتند و در غدیر خم با ایشان بیعت کرده بودند؛ ولی با سیاست تساهل و تسامح، عهد خود را شکستند. از این رو، حضرت زهرا(س) عذر آنان را نپذیرفت و در فرازی از سخنان خویش فرمود: «شما در حالی با ابوبکر بیعت کردهاید که هنوز از عهد و قرار شما، یعنی بیعت غدیر خم چیزی نگذشته بود و شکاف زخم عمیق بود و دهانه زخم هنوز به هم نیامده و بهبود نیافته بود، هنوز پیامبر(ص) دفن نشده بود که هرچه خواستید، کردید و بهانه آوردید که از فتنه میترسیم؛ اما در آتش فتنه سقوط کردید و راستی که جهنم بر کافران احاطه دارد. شما کجا و فتنه خواباندن کجا؟»
دخت گرامی پیامبر(ص) با محکومکردن سیاست تساهل و مدارای بیجای اصحاب، هیبت پوشالی خواص منحرف را درهم شکستند و راه گذر از رأی اکثریت را گشودند. این اقدام بزرگ حضرت زهرا(س) موجب شد فلسفه سیاسی اسلام از خطر تحریف مصون و خط سرخ ولایت در تاریخ زنده بماند. اگرچه مبارزات سیاسی حضرت فاطمه(س) به قیمت شهادت ایشان در سن جوانی تمام شد، اما سه دستاورد گرانقدر به دنبال داشت: اعتبار خلافت و بنیان حکومت ابوبکر را سست کرد، امیرمؤمنان(ع) را حاکم بر حق و شایستهای معرفی کرد که حقش بهطور ظالمانهای غصب شده بود و با سرزنش رأیدهندگان به ابوبکر، اعتبار رأی اکثریت را در مشروعیتبخشی به حکومت خلیفه از بین برد.
انتهای پیام