پشتیبان ولایت رضوی
کد خبر: 4216022
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۱۶:۴۳
به مناسبت روز بزرگداشت احمد بن موسی شاه‌چراغ

پشتیبان ولایت رضوی

پس از شهادت امام کاظم(ع)، مردم که از جلالت قدر و کرامات احمد بن موسی آگاه بودند، با وی بیعت کردند؛ اما حضرت شاه‌چراغ در خطبه‌ای اعلام کرد که در بیعت برادرش، علی بن موسی الرضا(ع) است و به این ترتیب، پشتیبانی خود را از ولایت امام هشتم(ع) نشان داد.

آرامگاه شاه‌چراغ در شیرازدر تقویم جمهوری اسلامی ایران، ۲۶ اردیبهشت‌ماه مصادف با ششم ذی‌القعده، روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی ثبت‌ شده است. حضرت سید امیر احمد بن موسی، ملقب به «شاه‌چراغ» و «سیدالسادات‌الاعاظم»، فرزند بزرگوار حضرت موسی‌ بن جعفر(ع) و برادر امام علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا(ع) است. پسران امام هفتم بنا به نقل مشهور، ۱۹ نفر بودند و حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی از مادری مشترک به‌ نام «ام احد» متولد شدند. مادر ایشان از داناترین و پرهیزکارترین زنان نزد امام موسی‌ بن‌ جعفر(ع) بود و حضرت اسرار خود را به وی می‌گفت و امانت خود را نزد او به ودیعه می‌گذاشت.

هنگامی‌ که خبر شهادت حضرت موسی کاظم(ع)، امام هفتم شیعیان در مدینه پیچید، مردم جلوی خانه احمد گرد آمدند و حضرت سید امیر احمد را با خود به مسجد بردند. آنها از جلالت قدر، شخصیت بارز و کرامات او آگاه بودند و گمان می‌کردند که با وفات پدر، احمد امام مسلمانان است؛ پس در امر امامت با احمد بن موسی بیعت کردند و او نیز از مردم مدینه بیعت گرفت؛ سپس بر منبر رفت و خطبه‌ای در کمال فصاحت و بلاغت قرائت کرد. آن‌گاه تمامی حاضران را مخاطب قرار داد و درخواست کرد که غایبان را نیز آگاه کنند و فرمود: «همچنانکه اکنون تمامی شما در بیعت من هستید، من، خود در بیعت برادرم، علی بن موسی‌ الرضا(ع) هستم. بدانید بعد از پدرم، برادرم علی امام و خلیفه بحق و ولی خداست و از جانب خدا و رسول او بر من و شما فرض و واجب است که امر آن بزرگوار را اطاعت کنیم و به هر چه امر فرماید، گردن نهیم... .»

شرایط سیاسی و فرهنگی دوران شاه‌چراغ

دوران پرحادثه عمر مبارک احمد بن موسی و برادران بزرگوار ایشان، مصادف با قیام‌های پرشمار شیعیان و شرایط اجتماعی و سیاسی خاصی بود. همچنین دستگاه خلافت عباسی از لحاظ فرهنگی نیز دچار هرزگی و بی‌بندوباری شده بود. از طرف دیگر، گروه‌های فکری بسیاری در این دوران رشد کردند که تعدادی از آنها خارج از دین اسلام و تعدادی دیگر از درون دین ظاهر شدند. خوارج، مرجئه، معتزله، اهل حدیث و... گروه‌هایی از این دست‌ بودند.

ولایتعهدی امام رضا(ع)

مهم‌ترین واقعه دوران حیات احمد بن موسی، پذیرش ولیعهدی مأمون از سوی امام رضا(ع) بود. البته این پذیرش، دلایل متعددی داشت. یکی از آنها، تهدید به قتل ایشان بود. عده‌ای بر امام خرده گرفتند که چرا شما با توجه به زهد و پارسایی خاص خود، ولایتعهدی مأمون را پذیرفتید؟ حضرت فرمود: «خدا می‌داند که تا چه حد این کار را نمی‌پسندم؛ ولی وقتی امر دائر شد، میان قبول این امر و کشته شدن، آن را بر قتل نفس برگزیدم. وای بر ایشان! آیا نمی‌دانند که یوسف، پیامبر خدا بود و چون ضرورت اقتضا کرد، به پادشاه مصر گفت: «اجعلنی على خزائن الأرض.» مرا هم ضرورت و ناچاری با کمال اکراه و ناخشنودی به این کار کشانید.»

علاوه بر این، حفظ جامعه اسلامی از موج تهاجم فکری و فرهنگی بیگانه، حضور اهل‌ بیت(ع) در صحنه سیاستی که هر چند حق آنها بود، ولی سال‌ها از آن محروم شده بودند، شکستن اندیشه جدایی دین از سیاست، خنثی کردن توطئه پیچیده مأمون مبنی‌ بر خدشه‌دار کردن وجهه ائمه(ع) و به بن‌بست کشاندن جنبش مکتبی، از دیگر دلایل پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع) بود.

سفر شاه‌چراغ به ایران

با ورود امام رضا(ع) به ایران، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و تاریخ ایران آغاز شد که به مهاجرت بسیاری از علویان و سادات از جمله احمد بن موسی و کاروانیان همراه ایشان انجامید و به‌تدریج باعث گسترش تشیع در پهنه ایران اسلامی شد. بررسی دوران اول عباسی و حوادث تاریخی سیاسی آن دوران و نحوه عملکرد عباسیان در مقابل علویان، حاوی نکات مهمی است که انگیزه قیام و شهادت احمد بن موسی الکاظم(ع) و حمایت ایشان را از ولایت روشن می‌کند.

شیعیان و محبان اهل‌ بیت(ع) پس‌ از حضور با برکت امام هشتم(ع) در خراسان برای زیارت این چهره تابناک امامت و ولایت از نقاط گوناگون ممالک اسلامی به ایران سفر می‌کردند. حضرت احمد بن موسی نیز در سال ۲۰۳ هجری قمری با جمع زیادی از برادرزادگان و محبان اهل‌ بیت(ع) به قصد زیارت امام رضا(ع) از مدینه حرکت کرد تا از طریق شیراز به طوس عزیمت کند. در بین راه نیز تعداد کثیری از شیعیان به آنان ملحق می‌شدند.

اما خبر حرکت چنین قافله بزرگی، مأمون، خلیفه عباسی را به وحشت انداخت. در زمانی‌ که این قافله به نزدیک شیراز رسید، تقریباً کاروانی ۱۵ هزار نفری از زنان و مردان شده بود. مأمون با خود فکر کرد که اگر چنین جمعیتی از بنی‌هاشم و دوستداران و فدائیان امام به توس برسند، زمینه‌های تزلزل مقام خلافت فراهم می‌شود؛ بنابراین امریه‌ای صادر کرد که حکام بلاد هر کجا قافله بنی‌هاشم را مشاهده کردند، مانع از حرکت آن شوند و آنها را به مدینه بازگردانند.

شهادت

حاکم شیراز با لشکری ۴۰ هزار نفری در ۸ فرسخی شیراز اردو زد و منتظر قافله بنی‌هاشم ماند. هنگامی‌ که قافله رسید، به آنها اعلام شد که حسب‌الامر خلیفه باید به مدینه بازگردند. حضرت سید احمد فرمود: «ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان» اما لشکریان راه را بر آنها بستند و جنگی خونین به راه افتاد. در اثر شجاعت و فداکاری‌های بنی‌هاشم، لشکر شیراز شکست خورد؛ اما آنها تدبیری اندیشیدند تا این شکست را جبران کنند؛ بنابراین بر فراز بلندی‌ها چنین فریاد زدند که اکنون خبر رسید ولیعهد، امام علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا(ع) فوت کرده‌ است. این خبر ارکان وجود مردمان سست‌عنصر را تکان داد و از اطراف احمد بن موسی پراکنده شدند.

جناب سیداحمد نیز شبانه از بی‌راهه و با لباس مبدل رهسپار شیراز شد. بسیاری از مورخان اتفاق‌ نظر دارند که غالب امامزادگان حاضر در فارس یا سایر شهرهای ایران از متفرق‌شدگان این جنگ هستند. احمد بن موسی با چند نفر از برادران و یاران خویش تا مدتی زندگی مخفیانه داشتند و دشمن به‌ شدت در جست‌وجوی آنان بود. حکمرانان فارس جاسوسان بسیاری برای یافتن احمد بن موسی گماشتند و سرانجام محل اختفای شاه‌چراغ و یارانش را یافتند. دشمن با شمار زیادی از سپاهیان به آنها یورش برد؛ اما احمد بن موسی شجاعانه در مقابل آنها پایداری کرد و به دفاع پرداخت. سپاهیان چون دیدند از عهده او برنمی‌آیند، از طریق شکافی که در خانه مجاور محل اقامت ایشان درست کردند، به او حمله و با شمشیری بر سرش ضربه وارد کردند؛ سپس حاکم شیراز دستور داد تا خانه را بر بدن شریف آن حضرت خراب کنند و زیر آوار باقی بگذارند.

الهه‌سادات بدیع‌زادگان

انتهای پیام
captcha